samedi, juin 27, 2009
کار مؤثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند
vendredi, juin 26, 2009

jeudi, juin 25, 2009
اطلاعیه کانون نویسندگان ایران در اعتراضات مردم در انتخابات سال88 - به خواست مردم برای آزادی گردن نهید

مردم شریف و آزاده!طی نزدیک به دو هفتهیی که از اعلام نتیجهی انتخابات ۲۲ خرداد ٨٨ میگذرد، دهها تن از مردم بیگناه بر اثر یورش وحشیانهی نیروهای سرکوبگر به قتل رسیدهاند. افزون بر این، شمار بسیار بیشتری مجروح و بازداشت شدهاند. کانون نویسندگان ایران بیآنکه بخواهد وارد بحث ماهیت انتخابات و درستی یا نادرستی شرکت در آن شود بنا بر منشور و اساسنامهی خود از آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همه مردم و معترضان و سرکوبشدگان، صرفنظر از عقاید سیاسی آنان، پیگیرانه دفاع میکند و، ضمن محکوم کردن کشتار سازمانیافتهی مردم حقطلب ایران و تسلیت و همدردی با خانوادههای بازماندگان و مردم داغدیده، خواهان آن است که:۱. به حملهی وحشیانه به تظاهرات و راهپیمایی آرام و مسالمتآمیز و متمدنانهی مردم پایان داده شود.۲. اسامی همه کشتهشدگان، مجروحان و دستگیرشدگان اعلام، و بازداشتشدگان بی قید و شرط و بیدرنگ آزاد شوند.٣. امکان برگزاری آزادانهی مراسم بزرگداشت جانباختگان راه آزادی فراهم آید.۴. سانسور خبری مطبوعات و رسانهها هر چه زودتر برچیده شود.۵. به اشغال نظامی تهران و دیگر شهرهای کشور پایان داده شود.۶. آمران و عاملان کشتار مردم معرفی، محاکمه و مجازات شوند.بساط سرکوب را برچینید!مردم حقطلب و آزادیخواه را اراذل و اوباش و آشوبگر نخوانید!به خواست مردم برای آزادی گردن نهید!
mercredi, juin 24, 2009
ایرج شکری - هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست
http://fardaaye-roshan.persianblog.ir/post/86 *
چون مطالب در لینک بالا تغییر کرده است، دو لینک زیر که در آن نوشته های اکبر گنجی در مورد قتل سیامک سنجری و فاطمه قائم مقامی مهماندار هواپیما، مورد اشاره قرار گرفته است،جایگزین شد- 19 اکتبر 2015
mardi, juin 23, 2009
فکر مدارا مکن - ویدا فرهودی
فکر مدارا مکن، دشمنمان دیو خو ست
samedi, juin 20, 2009
اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه برترس
خامنه ای در نماز جمعه نشان داد که حاضر به عقب نشینی در برابر اعتراضات مردم نیست و لحنی که بکار برد لحن خط و نشان کشیدن بود؛ این که مسئول اغتشاشات احتمالی و خون هایی که ریخته خواهد شد، دعوت کنندگان به این راهپیمایی هستند، این که راهپیماییها می تواند پوشش کارهای تروریستی و بمبگذاری باشد(کاری که احتمال زیاد دارد پاسداران برای به خون کشیدنن تظاهرات وخفه کردن «انقلاب مخملی» بکنند). او همچنین تاکید کرد که تسلیم این «بدعت گذاریها»(اعتراضات با برگزاری راهپیمایی) نخواهد شد و خلاصه آمادگی خود را برای سرکوب کردن اعتراضات تا پای «نثار جان» برای خدمت به آقا امام زمان که ایران بعد از روی کار آمدن خمینی تقدیم او شده است، اعلام کرد. در دو- سه روز گذشته تلویزیون کانال خبر رژیم(احتمالا کانال های داخل کشور هم که من امکان دیدن برنامه آنها را ندارم) نیز با دعوت از بعضی نماینده های «اصولگرا»ی مجلس اسلامی مثل احمد ناطق نوری و مصاحبه با آنها با هدف تقبیح اعتراض به نتیجه انتخابات به صورت راهپیمایی، و توصیه به «قانونی عمل کردن» و نیز مصاحبه هایی در اینحا و آنجا با کسانی از افراد عادی، البته گزینش شده، با سوالهایی که جوابش از پیش تعیین شده بود، بازهم با هدف تقبیج و محکوم کردن راهپیمایی ها و اینکه اصلا اینها مردم عادی نیستند و اینکه راه پیمایی باعث راه بندان و حوادثی مثل دیر رسیدن بیمار به پزشک یا پزشک به بیمار می شود و جان مردم در خطر می افتد، تلاش کرد که زمینه ارعاب معترضان را فراهم کند. به طور خلاصه خامنه ای در نماز جمعه با تاکید مجدد بر صحت نتیجه اننخابات و این که نظام به رأی مردم خیانت نمی کند، با غیر قانونی دانستن تظاهرات و ارتباط دادن و هماهنگ دانستن این تظاهرات با خواست «دشمنان نظام »و ذکر مطلبی از قول رئیس جمهور آمریکا(که درهیج جا شینده نشده) مبنی بر این که او گفته است ماهم همین را می خواستیم که مردم به خیابانها بیایند، و سرانجام مخاطب قراردادن «آقا امام زمان»- که او را صاحب انقلاب و کشور دانست- و اعلام آمادگی خودش برای نثار جان و آبرویش برای اسلام، یک اعلان جنگ سیاسی- ایدئولوژیک علیه معترضان کرد. جمع کردن گروه کثیری در شهرهای مختلف برای شرکت در نماز جمعه «بیعت با رهبری» و راهپیمایی های بعد از آن با شعار مرگ بر منافق و مرگ بر آشوبگر و مرگ بر آمریکا، زمینه سازی برای تکرار همان سناریویی است که در 30 خرداد 60 به رهبری و فرمان خمینی برای حفظ اقتدار ولی فقیه و اجرای احکام اسلام، با به خاک خون کشیدن تظاهرات اعتراضی مردم صورت گرفت و در پی آن کشتار اعضا و هواداران گروههای سیاسی به نحو بسیار وحشیانه و گسترده شروع شد. شگفنتا که امروز، 28 سال بعد از آن تاریخ، ولی فقیه در آستانه به راه انداختن کشتار دیگری و به مسلخ کشیدن نسل دیگری از جوانان و مردم ایران است. و این موضعگیری ولی امر مسلمین در زمانی صورت می گیرد زمینه های اجتماعی تبدل شدن آن به یک جنگ داخلی و مشتعل شدن آنش جنگهای قوم گرایانه در آن زیاد است. اما اگر این راهی است که خامنه ای برگزیده است، سیاست درست، عقب نشینی در برابر آن نیست، ایستادگی در برابر آن با اراده یی هرچه محکم تر و استوار تر است. امروز چه خوشایند ماو من باشد چه نباشد(که البته خوشایند من نیست) اعتراضات مردم علیه نامردمیهای رژیم در بستر انتخابات ریاست جمهوری رژیم و با بکار گرفتن روش «نه به احمدی نژاد» امکان جاری شدن سیل گونه یافته و امروز چه خوشایند ماو من باشد و چه نباشد رهبری این اعتراضات را به طور مشخص در مقام اول میرحسین موسوی عهده دار است و بعد از او مهدی کروبی. البته حضور خاتمی هم حضور مؤثری است چون حرکت به اصطلاح اصلاح طلبانه درون حاکمیت با نام او همراه است. اکنون برای موسوی و کروبی و خاتمی و اصلاح طلبان، روز تصمیم گیری بزرگی فرا رسیده است. تصمیمی که بین رو سفید شدن در برابر مردم و کسب سندی برای تخفیف حکم دادگاه تاریخ به خاطر شرکتشان در جنایات خمینی علیه مردم ایران یا تسلیم زبونانه در برابر استبداد ولی فقیه و خیانت به این حمایت و اعتماد عظیمی که از سوی مردم برای ایستادگی در برابر خامنه ای به اینان نتار شد، قرار دارد. من قبلا هم گفته بودم که اینان دو راه بیشتر ندارند یا وفاداری به آراء مردم و طغیان علیه ولی فقیه یا خیانت به مردم و زبون وترسو وسرفرود آورده در برابر او. چرا که در شناخت منش و تکیر و استبداد رای و قدرت پرستی خامنه ای، شبهه و ابهامی نداشتم. اکنون ما در یک نقطه عطف تاریخ خونبار این سی سال حکومت اسلامی قرار داریم و همانطور که گفتم در مرحله کنونی اعتراضات مردم از این رژیم ضد ایرانی و زندگی سوز و شادی کش و مردم ستیز آخوندی، در بستر اعتراض به نتیجه انتخابات جریان یافته و رهبری آن در دست آن دو کاندیدا قرار دارد و خاتمی به طور فردی و اصلاح طلبان در رون رژیم ولایت فقیه نقش سرنوشت سازی در تداوم و حرکت آن به جلو دارند. غلبه بر ترس از سوی رهبری این اعتراضات، در این جو ارعابی که خامنه ای ایجاد کرده و با حضور پاسداران مسلح در شهر می خواهد صدای اعتراضات را خفه کند، نقش سرنوشت ساز در تاریخ این دوران ایران دارد. نقطه نظرهای من در مورد دست اندرکاران این رژیم و اساس و بیناد ایدئوژیک این رژیم بر کسانی که نوشته های مرا خوانده اند پوشیده نیست. من در عین ایستادگی بر همان نقطه نظرها، در مقطع کنونی پافشاری بر حسابرسی گذشته را سیاست درستی نمی دانم، بلکه یافتن راههایی برای هرچه گسترده تر و هرچه شتابنده تر شدن حرکت اعتراضی مردم را سیاستی می دانم که می تواند راهگشای مطرح کردن مطالبات پایمال شده بیشتری از سوی مردم یاشد. باید ظرفیتهای جامعه و تعادل قوای مردم و دستگاه استبداد بیرحم و خونریز با پاسداران و لباس شخصیهای مسلح و درنده خویش را در نظر گرفت. به خاطر همین است که من برای این سه تن شهامت و شجاعت تصمیم گیری برای ایستادگی در برابر استبداد خامنه ای را آرزوم می کنم. امروز برای اینان روز غلبه بر ترس و روز تصمیم گیری در جهت خدمتی به مردم و کسب بخششی از سوی آنان به خاطر کارنامه سیاه گذشته شان است. موفقیت آنان در این راه را من به نفع مردم ستم دیده و گامی بسوی فروریختن دیوار عظیم اختناق می دانم و به همین جهت امیدوارم این آقایان بر ترس غلبه کنند و شهامت ایستادگی در برابر خامنه ای را داشته باشند و بدانند که نتیجه این ایستادگی اگر با عزم ایستادگی تا پای جان باشد، برای خودشان روسفیدی و برای مردم خیر وبرکت خواهد بود و اگر هم در این راه خونهای به زمین ریخته شود، مسئولیت آنان با کسی جز خامنه ای نیست که هم آمران و عاملان قتلهای زنجیره یی، هم ضارب حجاریان و هم لباس شخصیهای حمله کننده به کوی دانشگاه در سال 78 و امثال سردار نظری و نقدی را از مجازات رهانید و هیچ وقت پیگر مجازات آنان نبود.
پ-30 خرداد 1388 – 20 ژوئن 2009
http://iradj-shokri.blogspot.com
lundi, juin 15, 2009
ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم
تقلب «اصولگرایان» پیرو اسلام ناب محمدی، در نتیجه شمارش آرا چنان بزرگ وچنان نا بهنگام و چنان به لحاظ «فنی» غیر قابل توجیه بود که بتدیل به لقمه یی گلوگیر شده که اگر به خفگی آنها منجر نشود، سبب ضایعات بزرگ «مغزی» آنان خواهد شد به نحوی که تقریبا به موجودی «ازکار افتاده»، بدل شوند. ازسوی دیگر اینان اگر بخواهند با هر ترتیبی شده این لقمه را فرو ببرند، آنوقت عواقب دیگری خواهد داشت که ناشی از اختلال در هاضمه نظام و عوارض شدید، برای کل ارگانیسم نظام ولایت فقیه خواهد بود.
اکنون کاندیداهای رقیب احمدی نژاد، این ملیجک خامنه ای، همه صدایشان از تقلب در شمارش آرا در آمده است. کروبی و میرحسین موسوی بنا بر اخبار و گزارشهایی که در سایتهای برون مرزی درج شده است تقاضای ابطال انتخابات را کرده اند. این راه حل در ابتدا از سوی مجمع روحانیون مبارز عنوان سد. محسن رضایی اگر چهدر گزارشهایی که تا امروز 25 خرداد منتشر شده تقاضای ابطال نکرده است( یا من ندیده ام)، اما بعداز ادعای محمود احمدی نژاد در سخنرانی روز یکشنبه که هیچ شکایتی به شورای نگهبان نرسیده است، او نیز نامه اعتراضی و در خواست رسیدگی به نتیجه شمارش آراء را که برای شورای نگهبان فرستاده بود، منشتر کرد. به این ترتیب هر سه رقیب احمدی نژاد نتیجه این شمارش آراء را مردود می شمارند. ابطال انتخابات سالم ترین و کم هزینه ترین راه خروج از این بحران است که با تقلب بزرگ جناح ولی فقیه و تحت حمایت خود او به وجود آمد. به نظر من باید توجه داشت که مساله اصلی خامنه ای در این اختلاف جناحی بر سر آنچه که این یا آن عنصر و گماشته دست چندم رژیم از جناح اصولگرایان از نماینده مجلس یا استاندار این یا آن استان یا این یا آن پشم الدین امام جمعه و نماینده مقام معظم رهبری عنوان می کنند نیست، اینان اصلاح طلبان درون حاکیمت را متهم می کنند که آنان طرفدار سکولاریسم هستند، در حالی که اینطور نیست و هیچکدام از آنها دست بردار از حکومت منحوس مذهبی نیستند، چرا که این تصمین کننده جا به جایی قدرت بین خودیها است و حذف حضور اوپوزیسیون لائیک است. آنان با شیادی شعار ایران برای ایرانیان می دهند، اما تشکیلات و سازمانشان، بر محور «اسلام» استوار است، آنها «جبهه مشارکت ایران اسلامی» تشکیل داده اند و به این ترتیب میخ انحصار طلبیشان مقدم بر هر ایده و طرحی، محکم کوبیده شده است. آن تشکیلاتی هم که مثل حزبی که کروبی براه انداخته که دم از اعتماد ملی میزند، هم چنان وفادار به ولایت فقیه است. مساله اصلی خامنه ای با اصلاح طلبان به اعتقاد من در این است که می خواهد مساله رابطه با آمریکا، به طور تمام و کامل زیر نظر خودش و در دست خودش باشد و این تنها با سرکار بودن ملیجکی مثل احمدی نژاد و یا فرمانبرداران مورد اعتماد او مثل قالیباف یا لاریجانی عملی است. به هر حال اکنون دو کاندیدای رقیب احمدی نژاد که هردو از مقامات سرشناس و بلند پایه سالهای آغازین و سالهای دشوار جنگ بوده اند، خواهان ابطال نتایج شمارش آراء هستند. به نظر من ابطال انتخابات، مشت محکمی خواهد بود، به پوزه مقام معظم رهبری و فرماندهان جنایتکار سپاه، که نقش و مأموریت اصلی سیاسی- ایدئولوژیکشان، به خاک خون کشیده اعتراضات مردم و «در نطفه خفه کردن» هر تفکری است که از «مطالبات معوقه» مردم، اسمی به میان می آورد. به گمان من گردن گذاشتن خامنه ای به ابطال انتخابات مثل پتکی بر سر جناح هار فرود خواهد آمد و گام بسیار مثبتی در ارتقاء روحبه اعتراض در مردم است. از این بابت است که من از درخواست ابطال انتخابات، حمایت می کنم. ممکن است کسی بپرسد که شما که طرفدار تحریم انتخاباتی پس این حمایت از ابطال چه معنی می دهد. معنی اش را قبلا توضیح داده ام. چون ابطال انتخابات را مشتی بر پوزه «مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ولی امر مسلمین» و فرماندهان جنایتکار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می دانم، از آن حمایت می کنم. از طرف دیگر بر این مساله هم باید تاکید کنم که این امر صرفا با گفتگو در بالا حاصل نخواهد شد. اگر این طور بود که اصلا کار به اینجا نمی رسید. چون قبل از انتخابات کروبی و میرحسین موسوی به خاطر نگرانیهای که از تقلب و خلافکاری در انتخابات داشتند با خامنه ای دیدار کرده بودند. ابطال انتخابات به نظر من تنها با به میان آمدن پای مردم و اعتراضات گسترده آنان امکانپذیر خواهد بود. من درمطلبی که با عنوان «میرحسین موسوی از موج خون و تا موج سبز و شال سبز» نوشته بودم، یاد آور شده بودم که به لحاظ قوی بودن گرایش نه به احمدی نژاد احتمال دارد موسوی در همان دور اول با نتیجه یی کم و بیش نظیر بار دوم کاندیدا شدن خاتمی برنده انتخابات بشود(این در حالی بود که رسیدن انتخابات به دور دوم ارزیابی عمومی بود) ، ولی با این حال باز تاکید داشتم که اوپوزیسیون باید انتخابات را تحریم کند، چون مردم خودشان بهتر می دانند از کدام فرد و جناحی حمایت کنند که می تواند نقش ضربه گیر در برابر جناح هار را داشته باشد و برای آنان فضای تنفس ایجاد کند. اما، وارد بازی انتخابات شدن اپوزیسیون و حمایت از این یا آن کاندیدا با هدف نه به احمدی نژاد، پیام خوبی برای بخش آگاه جامعه که بیشتر آنها دریافت کننده اینگونه پیامها هستند ندارد. به هر حال آخرین خبرها حاکی از برگزاری راهپیمایی از سوی موسوی و کروبی و با شرکت خاتمی بود. اینجای کار هم می توان به یقین گفت که تق ریاست جمهوری دوره دوم محمود احمدی نژاد در آمده است و دیگر این آدم ازگل عقب مانده اعتباری برای مانور دادن به ویژه در برابر آمریکا و اسرائیل ندارد.
پ-25 خرداد 1388- 15 ژئن 2009
:میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی
میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی
وفاداری به آراء مردم و طغیان و بغی علیه ولی فقیه یا خیانت به آراء مردم و خائف و خاضع در برابر زور و دروغ
میرحسین موسوی که خود به خوبی می داند که « نظام مقدس جمهوری اسلامی»، این آسیابی که خمینی بناکرد، با خون می چرخد هشدار داده که « خائنین به آرای مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر(ص) است با تمامی شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه میکنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد». او پیامی هم به مراجع قم فرستاد که در بالای آن انا لله و انا الیه راجعون نقش بسته است. موسوی در آن پیام با یاد آوری این نکته که «تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفتزده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده میشود، برای کسی ممکن نبود» از علما و مراجع خواسته است در این مساله سکوت نکنند و تذکری بدهند شاید مؤثر باشد. او در این زمینه یاد آور شده است «امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راهها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجاء راسخ این ملت شمرده میشوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت». البته بسیار بعید است که آخوندهای بزدل و مرتجع، که هم در مساله تحقیر و خلع لباس آیت الله شریعتمداری و هم در مساله تحقیر منتظری سکوت کردند، نفسشان در بیایید و صدایی از آنان در اعتراض به این امر شنیده شود. کروبی هم با انتشار پیامی اعلام کرده است که نتیجه اعلام شده را نمی پذیر و نهاد بر آمده از آن را مشروع و نمی داند و در این زمینه سکوت نخواهد کرد در صحنه خواهد ماند و مردم را با اطلاعیه ها در جریان اقدامات خود خواهد گذاشت در پیام کروبی از جمله آمده است:« تايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي آيد و بايد فكر ديگري كرد. اين شيوه راي گيري و شمارش آرا يادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است كه حتي از شمارش رايي كه آن مرحوم به خويش داده بود دريغ كردند و تكرار دروغ پردازي هاي تلويزيوني يادآور آمارهاي منتشر شده در مناظره هاست»
از سوی دیگر با انتشار پیام خامنه ای که در رسانه های رژیم آن را فصل الخطاب نامیدند،او حرف آخر در زمینه نتیجه انتخاب زده و مهر تایید بر انتخاب محمود احمدی نژاد با بیش از 24 ملیون زده است، موسوی و کروبی و یارانشان، باید آخرین نقطه امید و توهم خود را به حل و پیگری قانونی آن چه که تقلب در مورد آرا خود می دانند از دست داده باشند. این رژیم سرکوبگر مذهبی که اساسش با دروغ و تقلب خمینی در وعده یی که برای برگزاری مجلس مؤسسان برای تعیین نوع نظام آینده کشور و تدوین قانون اساسی آن، با شرکت نمایندگان منتخب مردم داده بود گذاشته شد (اول رفراندوم جمهوری اسلامی و بعد مجلس خبرگان )، اکنون خودیهای دلسوز نظام را که به ناکارآمدی نظام ولایت فقیه واقف اند و شیوه های جدیدی برای اداره امور که فشار به جامعه رو به انفجار را کم کند، ضروری می دانند، تحمل نمی کند و با تقلب در انتخابات و بکار گرفتن ارعاب به حذف آنان اقدام کرده است. اکنون میرحسین موسوی و حامیان به اصطلاح اصلاح طلبش از جمله سید محمد خاتمی بر یک دوراهی انتخاب تاریخی قرار گرفته اند. یا در برابر خامنه ای که حامی این تقلب بزرگ بوده بایستند و دعوت به اعتراض و راهپیمایی بکنند و دست به « انقلاب مخملی» برای جلوگیری از فروپاشی نظام اسلامی بزنند یا این که سر تسلیم و ذلت در برابر زور و تقلب فرود آورده و دم نزنند. انتخاب راه اول هرچه باشد هم برای« اصلاحات» آینده ساز خواهد بود و هم برای ایران و مردم ایران سپری خواهد بود که می تواند آسیبها و صدماتی را که از مطلق العنانی و یکه تازی ولی فقیه و احمدی نژاد و پاسدارانش برسد کمتر کند. در حالت دوم، یعنی اگر مثل گذشته و مثل خاتمی در مقام رئیس جمهور و مثل کروبی در مقام رئیس مجلس در برابر خامنه ای زانو زدن را پیشه کنند، نتیجه البته همانطور که خیلی از رای دهندگان به موسوی در پاسخ به رسانه های فارسی زبان گفتتد، نا امیدی قطعی مردم از هرگونه تغییر و تحولی از طریق انتخابات و روش مسالمت آمیز خواهد بود. آنها گفتند که با وضعی که پیش آمده است این آخرین باری بود که در رای دادن شرکت کردند. اکنون به خوبی می شود در یافت که آن فضای بحث های خیابانی که تا ساعاتی بعد از نیمه شب در خیابانها ادامه داشت و نه پلیس و نه لباس شخصیها مزاحمتی برایش ایجاد نکردند، و گویی به همه وحوش و درندگان نظام ولایت فقیه پوزه بند زده و قلاده به گردنشان بسته و مهارشان کرده بودند، برای این بوده است که امروز اعلام کنند که مردم در یک انتخابات «بی سابقه و پرشور» با مشارکت بیش از 80 درصد، شرکت کردند و دکتر حاج محمود احمدی نژاد را با 24 میلیون رای به ریاست جمهوری برگزیدند. تحلیلهای کسانی چون عیسی سحر خیز که پا در درون نظام ولایت فقیه دارد و دستی برای یارگیری و حمایت از نظام ولایت فقیه به خارج کشور دراز کرده نیز مثل بعضی همدستان خارجی کشوری اصلاح طلبان نظام ولایت فقیه، غلط از آب در آمد که برای فریب و ترغیب مردم در رفتن به پای صندوقهای رای می گفتند که هرچه شرکت مردم گسترده تر و مشارکتشان بیشتر باشد به نفع اصلاح طلبان است چون امکان تقلب گسترده وجود ندارد و در صورت شرکت گسترده مردم در انتخابات تقلب در چند حوزه، تاثیری در نتیجه انتخابات نمی گذارد.
اکنون با این انتخابات یکبار دیگر و البته اینبار به شکل بسیار گسترده و عمیق و تاثیرگذار در افکار عمومی روشن شد در نظام ولایت فقیه حتی قوانین و تعهدات و اصول خود این نظام در یک رقابت بین عناصر خدمتگزار و «سابقین» نظام ولایت فقیه در برابر منافع باندی و جناحی و در جهت انحصار قدرت در دست ولی فقیه، به راحتی و با وقاحتی حیرت انگیز زیر پا گذاشته می شود، چه رسد به رعایت حقوق شهروندان و تغییراتی در جهت اندکی دموکراسی . وقتی هر راه قانونی برای احقاق حقوق پایمال شده مردم، در چارچوب قوانین همین نظام و با مدیریت افرادی که از مقامات بلند پایه همین نظام بوده اند، از سوی سپاه پاسداران جهل و جنایت، انقلاب مخملی ارزیابی و تهدید می شود که در نطفه خفه خواهد شد، دیگر راهی جز اندیشیدن و آماده شدن برای انقلابی دشنه ای و خنجری و مسلسلی نمی ماند. تجربه سالهای ولایت خامنه ای نشان داده است که او آخوندی متکبر و مستبد و اقتدار طلب است که آدم بشو نیست و همین پیام او در تایید نتیجه انتخابات نشان می دهد که او در دیدارهایش با رفسنحانی و موسوی سر آنها را هم کلاه گذاشته است. این مار «جعفری» که امروز بیش از ناصرالدین شاه در زمان مشروطه، سد بزرگی در برابر اندک گشایش سیاسی است، واقعا خود را قیم مردم می داند. ایستادگی در برابر او و کنار زدنش، سبب خواهد شد که ایران و مردم ایران در برداشتن گامهای آرام به سوی تغییر، هزینه بسیار کمتری بپردازند و دستاوردهای خوبی داشته باشند. البته لازم می دانم که تاکید کنم من خواهان برچیده شدن این رژیم به یکباره و از بیخ و استقرار یک نظام دموکراتیک لائیک که در آن جایی نه برای احزاب اسلامگرا و مذهبی و نه برای سلطنت طلبان و شاه دوستان وجود نخواهد داشت، هستم. اما اگر دستیابی به این هدف در مدتی طولانی تر و با سرعت آهسته ولی با شرکت بیشترین گروه مردم و بدون ویرانگری وهزینه هرچه کمتر انسانی و اقتصادی، امکانپذیر باشد، من معتقدم روند مثبتی است. اکنون اصلاح طلبان داخل این رژیم منحوس در یک موقعیت بی نظیر تاریخی و در یک شرایط بی نظیر به لحاظ برخورداری از جوٌ روانشناختی جامعه برای اعتراضات گسترده و رویا رویی با جناح اقتدارگرای تمامیت خواه و فضای مثبت از لحاظ شرایط بین المللی هستند. این البته آخرین فرصت آنان نیز هست. اینان باید بین پاسخ به خواستهای مردم که با حمایت امیدوارانه از آنان، در این انتخابات شرکت کردند- که بهای آن اعلام با صدای بلند «خروج از عدالت» خامنه ای و سرکشی و «بغی» در برابر اوست، یا همدست شدن با دغلکاران و دروغگویان و «خائنان به رای مردم» و ذلت پذیری و صد البته مرگ سیاسی خود، یکی را بپذیرند. انتخاب دیگری وجود ندارد.24 خرداد 1388- 14 ژوئن 2009
jeudi, juin 11, 2009
مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
ایرج شکری
مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد
مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری در تلویزیون، بعد از مناظره تلویویزیونی بین سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
و رئیس جمهور وقت بنی صدر و فرماندهان سپاه و فرمانده نیروی زمینی ارتش، در اسفند سال 58 بر سرمساله جنایت مقامات و پاسداران رژیم در گنبد و ترکمن صحرا، یک رویداد بسیار مهم در تاربخ بکارگرفتن رادیوتلویزیون کشور در یک مساله سیاسی مورد توجه افکار عمومی است . به خاطر توجه گسترده به این بحثها که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت، اظهارات شرکت کنندگان در این برنامه - که سه تن از آنان از مقامات بالا در رژیم جمهوری اسلامی از آغاز تشکیل آن بوده اند، و احمدی نژاد پاسدار سابق که مدتی استاندار اردبیل و مدتی شهردار تهران، و از چهار سال پیش رئیس جمهور است -، طبعا می تواند مورد توجه و بررسی و استناد قرار بسیاری قرار بگیرد. مناطره احمدی نژاد و موسوی را اگر بخواهیم با همان معیارهای رژیم در دهه 60 مورد بررسی قرار دهیم، معیارهای که البته برای ایران و مردم ایران چیزی جز فاجعه و اخنتاق نیافریدند، می بینم که مناطره کننده ها، هم آن معیارها را مخدوش کرده اند و از آن دور شده اند و هم به «امام راحل جفا شده» است. مهم ترین نکته در این مناظره اما، تایید ناخودآگاه یا آگاهانه احمدی نژاد در مورد اقدام تروریستی رژیم علیه عربستان سعودی بود که طبعا رژیم هیچگاه زیر بار آن نرفته بود.
وارد کردن مواد منفحره به عربستان و قطع رابطه عربستان و رژیم
این تایید یا افشاگری در بحث در زمینه سیاست خارجی صورت گرفت و آن وقتی بود که احمدی نژاد در پاسخ به انتقادات موسوی گفت شما چیزهایی به عربستان فرستادید که اصلا سبب قطع رابطه عربستان با ما شد. تیره ترین دوره رابطه عربستان با رژیم در پی آشوب آفرینی رژیم در مراسم حج سال 66 شروع شد. در آن رویداد بیش از 200 تن از زائران اعزامی از رژیم و حدود 80 تن از ماموران انتظامی سعودی کشته شدند . این اتفاق هم بعد از بی اعتنایی سرپرستی حجاج اعزامی و « بعثه حضرت امام خمینی» به اخطار سعودیها در خود داری از برگزاری راهپیمایی «برائت از مشرکین» صورت گرفت که رژیم هر سال در مراسم حچ براه می انداخت و خمینی به آن پیامهایی برای تحریک توده های مسلمان علیه آمریکاو حکام کشورهاشان می فرستاد. در آن راهپیمائیها شعارهای «لا شرقیه لاغربیه جمهوری اسلامیه» در کشور پادشاهی سعودی می داند. در آن زمان سعودیها رژیم را متهم به ورود مواد منفجره توسط زائران کرده بودند و این امر چیزی نبود که رژیم آن را بپذیرد. اما در مناظره با موسوی، احمدی نژاد فرستادن «چیزی» از سوی رژیم که باعث شد عربستان رابطه اش را با رژیم قطع کند؛ را مورد تایید قرار داد. احمدی نژاد میرحسین موسوی را متهم به ارسال آن «چیز» کرد در حالی که راهپیمایی برائت از مشرکین را «بعثه امام» که در آن سال مسئولیتش با کروبی بود سازمان می داد و حتما سپاه قدس هم به کارهای اجرایی آن می پرداخت. پیام شدید الحن و مبارزه جویانه خمینی به شرق و غرب و تاکید مکرر به این که اگر تنها هم بماند خودش به جنگ ادامه خواهد داد، برای راهپیمایی برائت از مشرکین در همین سال فرستاده شد. در همان پیام بود که او گفت دست برداشتن از جنگ خیانت به مردم و به رسول خداست. بعد از بلوای مکه رژیم سعودی به سفیر رژیم در آن کشور دستور داد که ظرف 24 ساعت خاک ان کشور را ترک بکند. سفیر رژیم در آن موقع پاسدار محمد حسین طارمی بود و در ضرب الاجل تعیین شده سفارت را ترک نکرده بود و خواهان یک هفته فرصت شده بود. ماموران سعودی به سفارت رفته و او را از سفارت بیرون کشیدند و به فرودگاه بردند و روانه جمهوری اسلامی کردند. در تهران هم امت حزب الله سفارت سعودی را مورد یورش قرار داد و یک کارمند سفارت را هم از طبقه دوم پیایین انداختند و او در همان حال مجروح به فرودگاه بردند بعد گفتند که به خاطر این که حالش خوب نبود به بیمارستان اعزام شد اما در راه در گذشت. یکسال بعد از ماجرای آشوب در مراسم حج کانال دوم تلویزیون فرانسه گزارشی تلویزیونی از ماجرای کشف مواد منفجره از جاسازی در کف ساک یک زائر را نشان داد. زائر مرد سالخورده یی بود که به نظر می رسید احتمالا از خانواده های شهدای جنگ بود که رژیم به حج می فرستاد. مرد بیجاره گریه می کرد که هیچ دخالتی در این امر نداشته است . تلویزیون فرانسه گفت که ملک فهد پادشاه (وقت سعودی) برای جلوگیری از تشنج بیشتر در روابط آن کشور با جمهوری اسلامی دستور داده بود که این گزارش پخش نشود. بعد هم گزارش تصویری کوتاهی نشان داده شد که سه لاشه اتومبیل روی هم قرار داده شده بود و در آن یک نظامی سعودی برای نشان دادن قدرت انفجاری یک کیلو از ماده مذکور را که کفته شد از نوع سی – 4، آن را در بدنه یکی از اتومبیلها کار کذاشته و با انفحار آن ابری از آتش هر سه لاشه اتومبیل را در خود فرو برد. اکنون احمدی نژاد میر حسین موسوی را متهم به ارسال «چیزی» به سعودی می کند که سبب قطع رابطه آن کشور با رژیم شد. در حالی که اینگونه اقدامات تنها با تصمیم خمینی و اجرای سپاه صورت می گرفت. یاد آوری می کنم که مثل همیشه خواهان تحریم انتخاباتم *و از این رژیم با تمام جناحها و دسته بندیهایش متنفرم. اما اتهام احمدی نژاد به موسوی در این زمینه یک تقلب بود.
مخدوش کردن «ارزشها» و «جفای به امام راحل»
اگر به خواهیم به عنوان یک ناظر و شاهد مسائل سیاسی به ارزیابی اظهارات احمدی نژاد بپردازیم، او به عنوان رئیس جمهور این رژیم با موضعگیری و اتهامات به خانواده رفسنجانی و ناطق نوری که کاندیدای مورد تایید خامنه ای در سال 76 در برابر محمد خاتمی بود، به نحو حیرت انگیزی که پشتوانه آن برای نگارنده معلوم نیست، موضع زدن زیرآب «استوانه ها و ذخائر انقلاب اسلامی» را گرفت. امری که با اظهارات بعدی احمدی نژاد سبب شد رفسنجانی کاسه صبرش لبریز شود و آن نامه هشدار دهنده به مقام ولایت فقیه، سید علی خامنه ای را بنویسید. البته آن اتهامات تهمت بی جا نبود و حتی می شود گفته برای مردم هم احتمالا امری چندان پوشیده نبود. از طرف دیکر باز هم اگر به خواهیم با همان معیارهای ارزشی رژیم به مساله داشتن یا نداشتن رابطه به عربستان به پردازیم، احمدی نژاد لابد فراموش کرده است که در پی همان رویداد مکه بود که «امت همیشه در صحنه حزب الله» شعار «تبت یدا ابی لهب- بریده باد دست فهد» می داد و «اما راحل» گفت من در مساله جنگ بی تحمل نشدم اما در مساله حجاز بی تحمل شدم،«فهد احنق سیلی خواهد خورد از مسلمین» و در وصیتنامه اش، مسلمین و امت حزب الله را به لعن و نفرین ال سعود سفارش کرد. بنا بر این، گرمی رابطه با عربستان سعودی، خلاف خواست امام راحل است و اگر چه احمدی نژاد مبتکر نردیک شدن به سعودی نبوده ولی نازیدن به رابطه خوب با سعودی برای یک شاگرد وفادر به امام خمینی و مکتبش، یک تناقض با «خط امام » است. از خطاهای دیگر احمدی نژاد در این مناظره این بود که باز در ادامه بحث در مسائل سیاست خارجی، او گفت که از زمان «گروگانگیری» سیاست دولتها آمریکا بر انداختن جمهوی اسلامی بود ولی حالا دیگر آمریکا چنین سیاستی ندارد(نقل به مضمون). خطای او در اینجا آن بود که او از «تسخیر لانه جاسوسی» توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، که «امام خمینی » از آن به عنوان «انقلابی بزرگتر از انقلاب اول» یاد کرد، با عنوان «گروگانگیری» یاد کرد. همان عنوانی که «ضد انقلاب» و «بلندگوهای صهیونیستی و استکباری» برای اقدام«عزت بخش» دانشجویان پیرور خط «خمینی روح خدا» بکار می برند. از طرف دیگر رقیب احمدی نژاد، میرحسین موسوی در انتفاد از او از جمله ایراد می گرفت که گفتن حرفهایی از قبیل محو کردن این یا آن کشور، یا ادعای این که فلان کشور و فلان قدرت جهانی در حال فروپاشی است یا این که ایران توانایی اداره جهان را دارد حرف درستی نیست. در حالی که این حرفها هم از تعلیمات و «سیره امام خمینی» نشأت گرفته است. این عالیحناب کافیست نگاهی به پیام خمینی به زائران حج در سال 1366 بیانداز تا ببیند خمینی چگونه به شرق و غرب اعلان جنگ کرده است و نامربوط تر و جنون آمیز تر از آن نمی شد از رهبر سیاسی کشوری شنید. میرحسین موسوی استدلال می کرد که زمانی فلسطینها مورد حمله قرار گرفته بودند و عده ای معتقد بودند که باید به آنجا نیرو فرستاد و جنگید ( و گروهی هم برای اعزام آماده شده بود)، خمینی «توسط احمد پیام فرستاد که راه قدس از کربلا می گذرد یعنی شما چکار به آنجا دارید به جنگ خودتان بپردازید»(نقل به مضمون). او با این یاد آوری می خواست به احمدی نژاد بگوید که نباید دنبال سیاستهای توسعه طلبانه و مداخله جویانه باشد. اما نخست وزیر دوران جنگ فتح قدس از راه کربلا فراموش کرده است همین حرف خمینی و حرفهای دیگری مثل جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم، و آن نقطه نظرهایی که در پیام به زائران مکه در سال 66 بیان کرده است چیزی جز توسعه طلبی و مداخله جوئیهای بی جا و تنش آفرین که برای ایران و مردم ایران بسیار فاجعه افرین بود، نیست. او شعار فتح قدس از راه کربلا می داد باز با اینحال دست اندارکاران این رژیم منحوس، آن جنگ بیهوده ویرانگر را دفاع مقدس یا جنگ تحمیلی می نامد.
تقلب دیگر احمدی نژاد در مورد مطرح کردن مدرک تحصیلی زهرا رهنورد و عدم صلاحیت او در عهد دار شدن پست ریاست دانشگاه الزهرا بود. احمدی نژاد مساله یی را به عنوان انتقاد از موسوی مطرح کرد که یک قاعده کلی در رژیم بوده است. از زمان قدرت گرفتن خمینی در ایران، شکل گرفتن شورای انقلاب(که کلا اسم اعضایش از مردم مخفی نگه داشته شد) و دستگاه قدرت سیاسی، اساسا بر اساس صلاحیت و برآمده از دل کانونهایی که برپا کننده انقلابی که منجر به سرنگونی رژیم محمد رضا شاه شد، نبود. به اسثتثنای صلاحیت نسبی کسانی در دولت موقت، دیگر کسانی که در پستهای اجرایی بالا قرار گرفتند هیچ کدامشان صلاحیت این کار را یا اصلا نداشتند یا این که صالح ترین و مناسب ترین نبودند. ایا واقعا آدم عقب مانده و مرتجعی مثل رجایی شایسته عهده دار شدن پست وزارت آموزش و پرورش و بعد نخست وزیری ایران بود؟ در همین انتخابات دهم ریاست جمهوری آیا واقعا افراد با صلاحیت برای اداره کشور این چهار نفر هستند؟ کجاست جای کاندیداهای اپوزیسیون در این انتخابات؟ کجاست جای کارشناسان مسائل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور در نقد برنامه های کاندیداها در میز گردهای تلویزیونی برای مردم تا آنها با ارزیابی روشنتری از منافع و خواستهای خود و انطباق برنامه های کاندیدا ها با آن، کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنند. در این مناظره نکات مخنلف دیگری هم هست که خود روشنترین توضیح دهنده و اعتراف به بی صلاحیتی کسانی است که با اعتبار گرفتن از خمینی در مواضع تصمیم گیری کشور قرار گرفتند. این مساله در اظهارات موسوی در مورد عدم اعتقاد برخی از بزرگان رژیم به برنامه و برنامه ریزی برای اداره کشور به روشنی بچشم می خورد. در اوائل به قدرت رسیدن خمینی این آقایان همه طرفدار اصالت دادن به مکتب بودند و تخصص برای آنها بدون «مکتبی» بودن ارزشی نداشت. با همین بینش بود که اینان رفتاری پیش گرفتند که سبب مهاجرات هزاران پزشک و مهندس و متخصص از ایران شد. محمد علی رجایی که یکی از عقب مانده ترین کسان در خیل مریدان و مقلدان خمینی بود می گفت «بچه های حزب اللهی اگر سد ساختن بلد نیستند، خب اینقدر می سازنند و خراب می کنند تا یاد می گیرند». اگر امروز هم رژیم به زمان انتصاب زهرا رهنورد در ریاست مدرسه عالی دختران سابق یا دانشگاه الزهرا برگردد در دایره اناث و مسلمات پیرو و مقلد امام خمینی، آدمی مناسب تر از زهرا رهنورد نمی یابد. در دایره مریدان و مقلدان خمینی زنان تحصلیکرده زیاد نبود. خلاصه آن که این مناظره و مناظره های دیگر که در آن کاندیدا ها بیشترین الویت را به مسائل اقتصادی و آزادی بیان داده اند، باز هم جفای به امام راحل است که در آن سخنرانی 3 خرداد 58 که در کیهان 5 خرداد **بارها و بارها به مردم یاد آور شد که آنها برای اسلام و قرآن قیام کرده اند و جوانانشان را داده اند نه برای اینکه «کشورشان مثل سوییس بشود». این نقطه نظرها جفای به امام راحل است که در 18 شهریور 58 در ملاقات با اعضای انجمنهای اسلامی کارکنان رادیو گفت که آنهاکه اقتصاد را زیر بنا می دانند فکرمی کنند که انسان یک حیوانی مثل گاو و الاغ است لاکن این حیوانی است که چلوکباب می خورد آن یونجه می خورد. الاغ هم همه چیزش اقتصاد است. متن اظهارات خمینی در زمینه اقتصاد مال الاغ است، در روزنامه اطلاعات 18 شهریور 58 مندرج است. انتقاد از تعطیلی روزنامه ها جفا به «امام راحل» سید روح الموسوی الخمینی است که در سخنرانی 26 مرداد 58*** اظهار پشیمانی کرد که چرا از اول همه جبهه و احزاب و نشریات را تعطیل و ممنوع نکرده و «چوبه های دار در میدانها بزرگ» برپا و سران و دست اندرکاران انها را «درو» و نکرده و شیوه امیرالمونین را در گردن زدن 700 تن از یهود بنی قریظه دریک روز را سرمشق قرار نداده است.
نصر و من الله و فتحٌ قریب! چشماتو باز کن ندهند فریب
http://iradj-shokri.blogspot.com/2009/06/20.html *
http://iradj-shokri.blogspot.com/2009/02/22-62.html **
http://iradj-shokri.blogspot.com/2008/08/blog-post_18.html ***
پ-20 خرداد 1387 – 10 ژوئن 2009
مصاحبه دریادار سیاری با خبرگزاری رژیم(سه سال پیش) که به خاطر انتقادات او از تبعیض و تحریف در مورد ارتش از صفحه آن خبرگزاری حذف شد و خبرنگاران مورد بازجویی قرار گرفتند
مصاحبه دریادار سیاری با خبرگزاری رژیم (سه سال پیش) که به خاطر انتقادات او از تبعیض و تحریف در مورد ارتش از صفحه آن خبرگزاری حذف شد و خبرن...
-
گلشیفته فراهانی، نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان ایرج شکری مقدمه - نقطه اوج مخالفت خمینی با شاه در ماجرای اصلاحات س...
-
دو سخنرانی خمینی، یکی در خرداد 58 و اعلان جنگ علیه روشنفکران و دیگری درشهریور 58 که به «اقتصاد مال خر است» معروف شد. این دو سخن...
-
متن کامل شعر بلند «در ماه کسی نیست» سروده زنده یاد کمال رفعت صفایی با پوزش از بازدیدگنندگانی که قبل از تاریخ (سه شنب...



