lundi, décembre 07, 2015

از برکات سفر پیاده به کربلا در اربعین، سرگردانی و بی پناهی در بازگشت




از برکات سفر پیاده به کربلا  در اربعین، سرگردانی و بی پناهی در بازگشت
خمینی پلید که از احساسات مذهبی مردم سوء استفاده های فراوان برای قبضه قدرت در ایران بکار برد و دموکراسی خواهان و آزادی خواهان و آنهایی را که رفع هرگونه تبعیض و نابرابری را، هدف انقلاب می داستند،  دشمن اسلام معرفی می کرد و کسانی را که برسازماندهی اقتصاد براساس نفی بهره کشی از انسان تاکید می کردند و مساله اساسی می دانستند، تمسخر می کرد و می گفت «آنها نمی دانند انسان چیست و گمان می کنند که انسان هم مثل الاغ است. الاغ هم همه چیزش اقتصاد است لکن آن یونچه می خورد و انسان چلوکباب»(نفل به مضمون)، و دائم در سخنرانی هایش تاکید می کرد که مردم برای اسلام جوانهاشان را داده اند و خون داده اند و نه برای این که کشورشان مثل سوئیس بشود. گسترش خرافات و غرق کردن مردم در توّهم این با «حاجت طلبیدن» از امام و یپغمبر و خدا از کارهایی هستند که رژیم برای بقای خود نیاز دارد، همانگونه که درخت به آب نیاز دارد. راه انداختن نمایشاتی با شرکت انبوه مردمی که بازیچه سوء استفاده رژیم هستند، هم در داخل و هم برای ارائه سندی از پشتوانه و حمایت مردم از رژیم، به طور مرتّب و به شکل های گوناگون ترتیب داده می شود. سفر پیاده برای زیارت کربلا در اربعین  شاید مهمترین این نمایشات باشد. سفر پیاده از مرز ایران و عراق صورت می گیرد و سپاه پاسداران در طول برگزاری این نمایش تلاش می کند خود را در خدمت زائران نشان بدهد و اینگونه به «دل مردم»راه یابد.اما این که مردمی که در این نمایش شرکت می کنند با چه مشکلاتی رو به رو می شوند به ندرت در اخبار دیده می شود. اگر ادعای مقامات عراقی را که بنا به گزارش روزنامه ایران  گفته اند که امسال 27 میلیون نفر طی ده روز برای زیارت وارد کربلا شده اند و بعد از زیارت از آن شهر خارج شده اند را  را قبول بکنیم
، مسائل متعددی در مورد سرویس دهی به 27 میلیون نفر که بیش از ده برابر شرکت کنندگان در مراسم حج است،خود را می نمایاند.به هر حال اگر دولت عراق توانسته باشد مساله «مستراح»برای این تعداد از زائران مسلمان شیعه نماز خوان را به نحوهی حل کرده باشد که کسی مشکلی برای یافتن جایی برای حل نیاز ضروری خود نداشته بوده باشد، جای گفتن «هزاران آفرین صد بارک الله» دارد. رژیم هم مدعی شد که بیش از یک میلیون دویست هزار زائر به کربلا رفته اند. خبر زیر در خبرگزاری وابسته به بسیج فارس حکایت از مشکل زائران در بازگشت و سرگردانی آنان در برف و سرما در همدان برای یافتن اتوبوس و برای رسیدن به تهران دارد 

* در لینک زیر دو سخنرانی از خمینی  که جملاتی از آنها در یادداشت بالا نقل شده  آمده است

*****************
خبر خبرگزاری فارس
شماره: 13940916000651

        http://fna.ir/QAVUED

94/09/16 - 12:55
سرگردانی و بی‌پناهی تعدادی از زوار پیاده اربعین در همدان
برخی شاهدان عینی از سرگردانی و بی‌پناهی صدها زوار سیدالشهدا(ع) در ترمینال همدان به دلیل عدم امکانات و اتوبوس خبر دادند.
به گزارش خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری فارس، گزارش‌های مردمی از شهر همدان حاکی از این است که صدها زائر اربعین که از مرز مهران به شهر همدان آمده‌اند تا از ترمینال بزرگ این شهر به محل سکونت خود بروند، هم‌اکنون به دلیل کمبود اتوبوس و امکانات و همچنین بسته بودن جاده همدان-ساوه در این شهر سرگردان هستند.
هم‌اکنون بیش از 4 روز از اربعین حسینی می‌گذرد و بیش از یک میلیون و 300 هزار زائر ایرانی به کشور بازگشته‌اند ولی هنوز شاهد گره‌های ترافیکی و سرگردانی زائرانی که خسته از سفر پیاده‌روی کربلا بازگشته‌اند، هستیم.
یکی از شاهدان عینی به فارس گفت: از 6 صبح روز گذشته بارش برف در همدان آغاز شد و وقتی به ترمینال رفتیم تا برای تهران بلیت بگیریم مشاهده کردیم که از 70 اتوبوسی که روزانه از همدان به تهران و شهرهای دیگر عازم می‌شود، فقط 15 اتوبوس حاضر بود که یا جا نداشتند و یا به دلیل وضعیت آب و هوا حرکت نمی‌کردند.
وی ادامه داد: از اینرو زائران تا ساعت 10 شب گذشته در ترمینال همدان و در هوای سرد بدون سرپناه و امکانات سرگردان بودند و پلیس راه همدان نیز اجازه نمی‌داد وسائل نقلیه از همدان جلوتر بروند.
این شاهد عینی گفت: در میان مسافران کسانی هستند که حدود 3 تا 4 روز است که سرگردانند و هیچ وسیله‌ای را برای بازگشت به شهرهای خود پیدا نمی‌کنند.
وی درباره نرخ اتوبوس‌ها گفت: از شهر همدان نرخ‌ها مانند گذشته است ولی اتوبوس نیست اما در مرز اتوبوس‌ها تا تهران نفری 100 هزار تومان می‌گرفتند.
ظاهرا کوتاهی برخی از دستگاه‌ها باعث به وجود آمدن مشکلات عدیده‌ای برای چند هزار زائر ایرانی که از سفر سخت کربلا در ایام اربعین به کشور بازگشته‌اند، شده است و مردمی که در آنجا حضور دارند معتقدند تمهیدات لازم و امکانات کافی از سوی دستگاه‌های مسئول برای راحتی زوار و بازگشت به شهرهایشان در نظر گرفته نشده است.
از سویی برخی از زوار پیاده سیدالشهدا(ع) نیز از برخورد نامناسب برخی از نیروهای خدماتی در مرز و در شهر مهران با مردم خبر دادند.
امیدواریم هرچه سریع‌تر با اقدامات عاجل دستگاه‌های مسئول زوار اباعبدالله الحسین(ع) از گرفتاری بازگشت به شهرهایشان خلاص شوند.



jeudi, décembre 03, 2015

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت هفدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و جعفر پوینده



اطلاعیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت هفدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و جعفر پوینده


 

در هفدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و جعفر پوینده، یاد عزیز آن جان باختگان راه آزادی را گرامی می داریم. مرگ جانگداز آن جان های عاشق با گذشت این همه سال هنوز بر جسم و جان آزادی خواهان ایران و جهان آتش می زند. سهل است، حتی یادآوری این داغ شرربار روح و روان انسان های آزاده را می سوزاند، و ای بسا برخی کسان، از همین رو، مصلحت را در دم فروبستن و سوختن و ساختن با این داغ بدانند. اما کانون نویسندگان ایران، هم به عنوان مدافع پیگیر آزادی بیان و ادامه دهنده ی راه پوینده و مختاری و همه ی رهروان راه آزادی و هم در مقام جوینده ی حقیقتِ کل قتل های سیاسی - عقیدتیِ موسوم به زنجیره ای، نه تنها سوختن دراین داغ را به جان می خرد و بر این فاجعه ی اجتماعی چشم نمی بندد بلکه درعین مقاومت در برابر هرگونه ستم و سرکوب با صدایی هرچه رساتر برای ستمدیدگان این فاجعه دادخواهی می کند. کانون بر آن است تا زمانی که این غده ی سرطانی همچنان در دل جامعه ی ایران جا خوش کرده و جولان می دهد، تا زمانی که صداهای دادخواهانه و اعتراضی همچنان با داغ و درفش و سرکوب و خفقان رو به رو می شوند، هیچ انسانی نمی تواند خود را آزادی خواه بنامد مگر آن که برای جراحی و از میان برداشتن این غده ی انسان سوز و دیگر بسترهای آزادی ستیزی در جامعه ی ایران به پا خیزد.
فاجعه ی قتل های سیاسی - عقیدتی در این سال ها بی شک از برخی جهاتِ مهم مورد اعتراض و نقد و ریشه یابی قرارگرفته است. اما زوایای پنهان و کتمان شده ی آن به علت فضای سنگین سرکوب و اختناق همچنان ناروشن باقی مانده، و آنان که جرأت ورود به این زاویه ها را به خود داده اند، از جمله ناصر زرافشان عضو کانون نویسندگان ایران و وکیل خانواده های قربانیان این قتل ها، متحمل هزینه هایی بس گزاف شده اند. رئیس وقتِ کمیسیون اصل نود مجلس بر همین زاویه ی کتمان شده انگشت گذاشت آن گاه که اعلام کرد: ما در بررسی قتل های زنجیره ای به جایی رسیدیم که جلوتر از آن نمی توانستیم برویم.
کانون نویسندگان ایران در این سال ها همواره بر چند نکته ی مهم و کلیدی تأکید کرده که می تواند این زوایای پنهان را تا حدود زیادی روشن کند. نخست این که شمار قتل های زنجیره ای بسی بیش از آن است که به کشتار چهار نفر یعنی پروانه اسکندری، داریوش فروهر، محمد مختاری و جعفر پوینده محدود شود. از آن زمان به بعد، علاوه بر ده ها نام دیگر، از این نام ها نیز به عنوان قربانیان قتل های زنجیره ای یاد شده است: غفار حسینی، احمد میرعلایی، علی اکبر سعیدی سیرجانی، احمد تفضلی، ابراهیم زال زاده، مجید شریف، پیروز دوانی، حمید حاجی زاده و فرزند خردسالش، کارون. افزون بر این، قرار بود شمار دیگری از نویسندگان را با اتوبوس به اعماق دره پرتاب کنند، کشتاری دسته جمعی که البته ناکام ماند. نکته ی دیگر آن که آمران این قتل ها را باید در رده هایی بالاتر از رده ی مأموران دست چندمی از نوع سعید امامی و مصطفی کاظمی و امثال آنها جست و جو کرد. همان مقدارِ بس ناچیز از اعترافات متهمان که به بیرون درز کرد نشانگر این حقیقت بی چون و چراست که تصمیم گیری در مورد این قتل ها فراتر از اختیارات کسانی بوده که به عنوان متهم معرفی شدند. اما وجه مهم دیگری که کانون بر آن تأکید کرده و همچنان می کند این است که خفه کردن مختاری و پوینده نه قتل معمولی بلکه جنایتی مضاعف است، به این معنا که در جریان آن علاوه بر سلب حق حیات از دو انسان، آزادیخواهی و دگراندیشی نیز به مسلخ کشیده شده است. به یاد داریم که اندکی پس از قتل های آذر ۱٣۷۷، دادستان سازمان قضایی نیروهای مسلح به عنوان مرجع رسیدگی به پرونده اعلام کرد متهمان درباره ی مقتولان ادعاهایی دارند که باید آنها را با استناد به ماده ی ۲۲۶ قانون مجازات اسلامی اثبات کنند. ماده ی ۲۲۶ قانون پیشینِ مجازات اسلامی چنین مقرر کرده بود: «قتل نفس در صورتی موجب قصاص است که مقتول شرعاً مستحق کشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل باید استحقاق قتل او را طبق موازین در دادگاه اثبات کند.» به این ترتیب، به گفته ی مرجع رسیدگی به پرونده، قاتلان ادعا کرده بودند که پوینده و مختاری و فروهرها را به دلایل شرعی کشته اند. این ادعا هیچ معنایی نداشت و ندارد جز آن که این انسان ها را به دلیل عقاید دگراندیشانه و فعالیت های آزادی خواهانه شان کشته اند. یادآور می شویم که برخی از متهمان در دادگاه همین ادعای «استحقاق کشته شدن» را درباره ی مقتولان مطرح کردند، و این با وجود تمام تلاش ها و ترفندهایی بود که پنهان کنندگانِ حقیقتِ قتل ها برای انصراف متهمان از طرح این ادعا به کار بستند، چرا که می خواستند و همچنان می خواهند مواد قانونی از نوع ماده ی فوق را، که به توحش و آدم کشی جنبه ی قانونی می دهند، محفوظ نگه دارند تا با استناد به آنها بتوانند به طور قانونی نیز صداهای آزادی خواهانه را در گلو خفه کنند. پنهان سازیِ عامدانه ی همین حقیقت است که، به نظر کانون نویسندگان ایران، جنایتی است دیگر – علاوه بر جنایت سلب حق حیات – در حق قربانیان قتل های زنجیره ای، از جمله دو نویسنده ی آزادی خواه و دو عضو صادق و پیگیر کانون نویسندگان ایران، محمد مختاری و جعفر پوینده. و ما همچنان دوره خواهیم کرد داستان روشنگرانه، هرچند دردناکِ، این جنایت مضاعف را بر سر هر کوی و برزن، تا آن زمان که پرده برافتد، ابعاد پنهان این جنایت برای مردم ایران و جهان سراسر آشکار شود، آمران و عاملان آن به سزای اعمال ننگین شان برسند و زمینه ی تکرار این توحش انسان ستیزانه از جامعه ی ایران رخت بربندد.
در هفدهمین سالگرد قتل وحشیانه و تبهکارانه ی جعفر پوینده و محمد مختاری، روز جمعه ۱٣ آذر ۱٣۹۴ ساعت ۲.۵ بعد از ظهر مزار آن جان باختگان راه آزادی را در امام زاده طاهرِ کرج گلباران می کنیم.


کانون نویسندگان ایران
۱۰ آذر ۱٣۹۴