vendredi, octobre 26, 2007

روياي يحيي رحيم صفوي براي 50 سال آينده

رویای یحیی رحیم صفوی برای 50 سال آینده

 
.
مطلب زير اظهارت رحيم صقوي است كه خبرگزاري ايسنا روز جمعه 4 آيان 1386 نقل كرده است

سردار صفوي (كامل):ايران قلب سياسي جهان اسلام است ازنظر نظامي بايد آمادگي لازم را داشته باشيم. ظرفيت سياسي و اقتصادي آمريكا ايجاب نمي‌كند جنگ جديدي آغاز كند
سرويس: سياسي1386/08/04 26-2007-10-11:28:37 - كد خبر:01739-8608
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهرانسرويس: سياسي

سردار رحيم صفوي درجمع خبرنگاران گفت: « فروش اسلحه بزرگ‌ترين درآمد كارخانجات آمريكايي است و تسلط بر منابع انرژي جهان نيز جزو اهداف استراتژيك آمريكايي محسوب مي‌شود.»

فروش اسلحه ‌و تسلط بر منابع انرژي جهان جزو اهداف استراتژيك آمريكا محسوب مي‌شود
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مشاور عالي فرماندهي كل قوا در حاشيه‌ اولين نشست مجمع نمايندگان اتحاديه جامعه‌ اسلامي دانشجويان درپاسخ به پرسشي مبني برآنكه با توجه به اينكه بسياري از اعضاي دولت بوش از جمله ديك چني كارخانه اسلحه دارند و ازسويي هزينه‌هاي جنگ آمريكا در عراق و افغانستان افزايش يافته است و دولت بوش نيز به نوعي تبليغات ضد جنگ و صلح انجام مي‌دهد جنگ چه منافع مادي براي آمريكا دارد؟ اظهارداشت:« تا آنجا كه بنده اطلاع دارم جنگ‌طلباني كه پشت سر استراتژي يك جانبه‌گرايي آمريكايي هستند صاحبان كارتل‌هاي نفتي هستند كه ديك چني جزء آن گروه است و ديگران صاحبان صنايع نظامي آمريكا هستند.»

وي ادامه داد:« طبيعتا از اهداف آمريكايي‌ها درحمله نظامي به عراق و افغانستان تسلط بر نفت خاورميانه است كه بيش از 65 درصد از ذخاير نفتي جهان در اين منطقه است؛ كه در اين ميان وجود 742 ميليارد بشكه نفت اثبات شده در منطقه وجود دارد.»
وي ادامه داد:« هدف دوم آنها مي‌تواند فروش سلاح‌ها باشد كه در خبرها شنيده‌ايم حدود60 ميليارد دلار به كشورهاي منطقه از جمله عربستان، كويت و امارات سلاح فروخته مي‌شود. بنابراين مي‌توان گفت كه اين علاوه بر اهداف سياسي است كه آمريكايي‌ها دنبال مي‌كنند كه از جمله‌ي آن تشكيل خاورميانه‌ي بزرگ بود كه با شكست مواجه شد.»
سردار صفوي راجع به علي شيميايي، گفت:« قبل از اينكه راجع به علي حسن مجيد صحبت شود بايد بدانيم كساني كه اين عوامل را در اختيار عراق گذاشتند چه كساني بودند؟ آنها اروپايي‌ها از جمله آلمان، فرانسه و كارخانجات و تكنولوژي انگليسي‌ها بودند كه پيچيده‌ترين و مرگبارترين سلاح‌هاي شيميايي همچون گاز خردل را در اختيار صدام گذاشتند كه تنها يكي از آثار كمك‌هاي اروپايي‌ها پنج هزار كشته‌ي شيميايي حلبچه است و ديگر آثار آن وجود 300 هزار جانباز جنگ تحميلي است كه از اين تعداد حدود 40 تا 45 هزار آلوده‌ي شيميايي وجود دارد كه هر هفته يك نفر از آنها بعد از 19 سال عوامل شيميايي در بدن‌شان فعال شده و به شهادت مي‌رسند.»
مشاور عالي فرماندهي كل قوا، ادامه داد:« از نظر بنده محكوم، كشورهاي اروپايي هستند كه اين عوامل را در اختيار آنها قرار داده‌اند و آمريكايي‌ها، كه هيچگاه بمباران شيميايي عراق را محكوم نكردند و البته سرنوشت نكبت‌بار صدام و علي حسن مجيد و ديگر عوامل حزب كافر بعث عراق را شاهد بوديم كه چگونه به سرنوشت ذلت‌باري كشيده شدند و به لطف خدا سرافرازي و پيروزي ملت ايران و تاثيرگذاري و كنش‌گري جمهوري اسلامي را در معادلات خاورميانه مي‌توانيم ببينيم.»

قلب سياسي جهان اسلام ايران است
سردار صفوي با بيان اينكه قلب سياسي جهان اسلام ايران است، گفت: استفاده از ظرفيت‌ها و عوامل توانمندساز جهان اسلام از نظر اقتصادي، سياسي، دفاعي، امنيتي، فرهنگي و علمي مي‌تواند براي نيل به پيشرفت اقتصادي و رفاه و آسايش، امنيت و دفاع دسته‌جمعي از كشورهاي اسلامي و تامين عدالت اجتماعي و منافع ملي در چارچوب منافع جمعي، جهان اسلام را به قدرت بزرگي تبديل كند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مشاور عالي فرماندهي كل قوا كه در اولين نشست مجمع نمايندگان اتحاديه‌ي جامعه‌ي اسلامي دانشجويان كه در حسينيه‌ي جماران برگزار شد، سخن مي‌گفت با بيان اينكه خدا را شاكرم كه توفيق داد در جمع نوراني و باصفاي شما دانشجويان در اين مكان مقدس كه بوي امام(ره) را مي‌دهد حضور پيدا كنم، گفت: بر قلب ملكوتي امام و فرزندان عزيز ايشان آيت‌الله حاج سيد مصطفي كه اول آبان سالگرد شهادت ايشان است و عزيز بزرگوار حاج سيد احمد سلام و صلوات مي‌فرستيم و از خداوند خواستارم كه ما و شما به آرمان‌هاي امام(ره) و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي تا آخر عمر باقي بمانيم؛ چرا كه سعادت دنيا و آخرت ملت ما از مسير قرآن، عترت و ولايت فقيه مي‌گذرد.

شناخت شرايط جديد به ما كمك مي‌كند كه منفعلانه با مسائل جديد و منطقه برخورد نكنيم
وي با بيان اينكه محور اصلي صحبت بنده تحليل محيط جديد امنيت بين‌المللي و منطقه‌ي خاورميانه است، خاطرنشان كرد: جهان و منطقه‌ي ما در يك شرايط فوق‌العاده پيچيده، حساس و سرنوشت‌ساز به سرمي‌برد و در اين شرايط پيچيده شناخت شرايط جديد به ما كمك مي‌كند كه منفعلانه با مسائل جديد و منطقه برخورد نكنيم؛ بلكه كنش‌گري تاثيرگذار در روابط بين‌الملل و منطقه‌اي به نفع مصالح ملي، منافع ملي و امنيت ملي كشورمان داشته باشيم.

استراتژي نظامي و سياست يك‌جانبه‌گري آمريكايي‌ها طي پنج سال گذشته هنجارشكني بين‌المللي است
مشاورعالي فرماندهي كل قوا تصريح كرد: بدون ترديد هم‌اكنون محيط امنيت جهاني متفاوت از دو دهه‌ي گذشته است و تغيير اساسي در مشخصه‌هاي بين‌المللي جديد حاصل شده است كه آن را از مختصات بين‌المللي قبل كاملا متمايز مي‌كند كه طي پنج سال گذشته استراتژي نظامي و سياست يك‌جانبه‌گري آمريكايي‌ها و حمله‌ي نظامي گسترده و لشكركشي گسترده به عراق و خليج فارس و اشغال نظامي به بهانه‌ي حادثه‌ي 11 سپتامبر هنجارشكني بين‌المللي است، بدون آنكه با هيچ مصوبه‌اي از شوراي امنيت سازمان ملل منطبق باشد و بدون اينكه هيچ توافق دسته‌جمعي با كشورهاي اروپايي داشته باشد. آمريكايي‌ها و بوش و تيم جنگ‌طلب‌اش تصميم به حمله‌ي نظامي و اشغال گرفتند كه اين مسئله يك محيط ناامن، ناپايدار همراه با تغيير و تحولات غير پيش‌بيني را به وجود آورد و حتي براي خود آمريكايي‌ها نيز وضعيت، غير قابل پيش‌بيني است.

  پنجاه و دو كشور جهان خواستار كاهش تسلط آمريكا بر جهان هستند
سردار صفوي ادامه داد: هم‌اكنون بعد از پنج سال منطقه‌ي خاورميانه و جهان ناامن‌تر شده و نتايج تحقيق يك موسسه‌ي بين‌المللي از مردم، آن است كه 52 كشور جهان خواستار شدند كه تسلط آمريكا بر جهان كاهش يافته و قدرت‌هاي كشورهايي كه داراي قدرت نظامي بزرگ هستند، كاهش يابد و بيشتر آنها خواستارند كه نيروهاي نظامي آمريكا از عراق خارج شوند و اين در حالي است كه چند روز گذشته بوش مجددا بر طبل جنگ كوبيد و صحبت از جنگ سوم جهاني كرد.
وي خطاب به دانشجويان، گفت: براي شما دانشجويان كه محور حق‌طلبي و آزادي‌خواهي هستيد و براي همه‌ي روشنفكران جهان بايد قابل توجه باشد كه در شرايط جديد امنيت جهاني، آمريكا و صهيونيسم با بكارگيري ظرفيت انهدام و تخريب و تكنولوژي‌هاي پيشرفته‌ي هسته‌يي شبانه‌روز مشغول آدم‌كشي، مسلمان‌كشي، تخريب و ترور در كشورهاي اسلامي فلسطين، عراق و افغانستان هستند.

آمريكا و صهيونيسم عامل و منشا ناامني در جهان هستند
دستيار و مشاور عالي فرماندهي كل قوا با تاكيد بر اينكه آمريكا و صهيونيسم عامل و منشا ناامني در جهان هستند و سياست توسعه‌طلبانه‌ي آمريكا و صهيونيست عامل ناامني در منطقه است، تصريح كرد: آمريكايي‌ها ممكن است كه اين 160 هزار نيرو در عراق را آرام آرام خارج كنند، اما پيش‌بيني بنده آن است كه پايگاه نظامي خود را در افغانستان و عراق براي ساليان متمادي حفظ كنند، بنابراين عصر كنوني را مي‌توان از نظر امنيت عصر عدم اطمينان، عدم قطعيت، سيال بودن امنيت و ناپايداري استراتژيك نامگذاري كرد.

آمريكايي‌ها در تك‌بعدي كردن جهان با شكست مواجه شده‌اند
فرمانده‌ي سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، خاطرنشان كرد: آمريكايي‌ها در تك‌بعدي كردن جهان و تشكيل خاورميانه‌ي بزرگ با شكست مواجه شده‌اند و جهان كنوني نيز به سمت چند قطبي شدن قدرت در حال حركت است و خاورميانه‌ي اسلامي نيز در حال شكل گرفتن مي‌باشد؛ خاورميانه‌اي كه مقابل خاورميانه‌ي آمريكايي قرار دارد و ملت‌هاي آن بيدار شده‌اند و به سمت مقابله با سياست‌هاي آمريكا و صهيونيسم و مقابله با تجاوزگري‌هاي آمريكا و صهيونيسم هستند.
سردار صفوي گفت: يكي از مشخصه‌هاي محيط امنيت جهاني آن است كه قدرت‌هاي جهاني فراتر از جهت‌گيري‌هاي ژئوپليتيك جهان حركت مي‌كنند و الگوي برخورد قدرت‌ها و نظام بين‌المللي در دوران قديم رقابت و احاطه‌ي ژئوپليتيك بود و همچنين يكي از اهداف در دوران جنگ سرد تقسيم‌بندي به شمار مي‌آمد.
وي خاطر نشان كرد: در دوران جنگ سرد يعني از سال 1945 تا فروپاشي شوروي در سال 1991 اين دوران، دوران جنگ سرد بود كه در آن زمان اين دو قطب تلاش مي‌كردند جهان را تسخير كرده و هر كدام در منطقه‌ي ژئوپلتيك آن قدرت نفوذ و مرزهايي فراتر از تعريف را تسخير كنند و در آن زمان رقابت شديدي بين اين دو گروه وجود داشت.
مشاورعالي فرماندهي كل قوا ادامه داد: بعد از سال 1991 مشخصه جديد آنها اين است كه الگوهاي برخورد ايدئولوژيك و اقتصادي فراتر از جهت‌گيري‌هاي سابق ژئوپليتيك در حال عمل كردن است و برخوردها، جنبه‌ي فرهنگي پيدا كرده و توسعه‌ي حوزه‌هاي فرهنگي و تمدني براي قدرت‌هاي بزرگ يك هدف مي‌باشد و اين قدرت‌ها تلاش مي‌كنند با اين ملاحظه كه ماهيت تمدني قدرتها بر ماهيت ژئوپليتيك و استراتژي انها غلبه پيدا كرده، معماري و مهندسي امنيت محيط جديد جهاني را تنظيم كنند و الگوهايي كه براي شكل‌گيري اين مهندسي را طراحي كنند را دارند و همه اين ناظر بر پيدايش مفاهيم جديدي از قدرت، فرهنگ، اقتصاد، سياست و امنيت است.

محيط جديد جهاني به سمت چند قطبي شدن جهان در حال حركت است
فرمانده‌ي سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، گفت: به نظر مي‌رسد كه محيط جديد جهاني به سمت چند قطبي شدن جهان در حال حركت است و اتحاديه‌ي اروپا و آمريكا به عنوان دو قدرت مطرح خواهند بود و قدرت‌هاي آسيايي همچون چين تا سال 2025 در حال شكل‌گيري خواهند بود و هندي‌ها نيز در اين بين خود را پيدا مي‌كنند و روس‌ها نيز در حال چپاول با يك‌جانبه‌گرايي آمريكا و ايستادگي با آنها هستند و هم‌اكنون فدراسيون روسيه به دنبال كسب قدرت بزرگ حركت مي‌كند.

جهان اسلام تا 50 سال آينده به قدرت بزرگي در جهان تبديل مي‌شود
وي ادامه داد: از نظر بنده قدرت جهان اسلام مركب از حداقل 57 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي تا 50 سال آينده ظرفيت و پتانسيل تبديل شدن به قدرت بزرگ فرهنگي، سياسي، اقتصادي و تمدني را دارد و تا پنجاه سال آينده جهان اسلام مي‌تواند تبديل به قدرت بزرگ در جهان شود.
سردار صفوي ادامه داد: يكي از عوامل توانمندساز شدن قدرت‌هاي بزرگ تا 50 سال آينده وسعت سرزميني كشورهاي اسلامي است كه اين 57 كشور با حدود 37 ميليون كيلومتر مربع حدود يك پنجم مساحت خشكي‌هاي سراسر دنيا را عهده‌دار هستند و بدنه‌ي اصلي جهان اسلام از كرانه‌هاي اقيانوس اطلس تا شمال آفريقا، خاورميانه، آسياي مركزي، جنوب غربي آسيا و از آنجا به سمت جنوب شرقي آسيا كشيده شده است و قسمت عمده‌اي از دو قاره‌ي بزرگ آسيا و آفريقا و بخشي از كشورهاي اروپايي و قسمت‌هايي از آمريكاي لاتين مسلمان هستند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سردار صفوي خاطر نشان كرد: دومين موقعيت براي تبديل شدن جهان اسلام به قدرت بزرگ از لحاظ ژئوپلتيك است. كشورهاي اسلامي از لحاظ استراتژي از سوي غرب با جهان مسيحيت سكولاريسم و از شرق با حوزه‌ي تمدني بوديسم و هندويسم مواجه هستند كه عمدتا اين دو در چين و هند وجود دارند و از سوي ديگر از نظر ژئواستراتژيك كه سومين موقعيت برتر كشورهاي اسلامي است همان وجود تنگه‌ها و گذرگاه‌ها به شمار مي‌آيد كه نقل و انتقالات تجاري و نظامي در آن انجام مي‌شود كه اين گلوگاه‌ها در اختيار مسلمانان است.
وي خاطر نشان كرد: چهارمين عامل توانمندساز كشورهاي اسلامي موقعيت ژئواكونوميك كشورهاي اسلامي است كه منطقه‌ي خاورميانه به تنهايي حدود 70 درصد از ذخاير نفت جهان را تا سال 2005 دارا بود و با توجه به طرح‌هاي اين منطقه ذخاير نفت خام شناخته شده‌اش 742 ميليارد بشكه نفت است و اين در حالي است كه كل آمريكا تنها 30 ميليارد بشكه ذخاير نفتي دارد و در منطقه‌ي خاورميانه از نظر ميزان ذخاير نفت تا سال 2005 عربستان داراي 262 ميليارد ذخاير بشكه نفت شناخته شده است كه بعد از آن ايران تا سال 2005، 137 ميليارد بشكه نفت دارد و عراق 115 ميليارد بشكه نفت و بعد از آن كويت حدود 105 ميليارد بشكه نفت را دارا است.
فرمانده‌ي سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ادامه داد: از نظر گاز منطقه حدودا 38 تا 40 درصد ذخاير گاز جهان را دارا مي‌باشد كه ايران در خاورميانه مقام اول را داراست و در مقياس جهاني مقام دوم را بعد از روسيه دارد. ايران به تنهايي حدود 14 درصد كل ذخاير گاز را دارد كه حدود 49 درصد در پارس جنوبي؛ يعني همانجايي كه گاز به بقيه‌ي كشورها فرستاده مي‌شود است و همان 57 كشور اسلامي نيز داراي ذخاير عظيمي از انواع معادن هستند.
وي تصريح كرد: آخرين موضوع در رابطه با تبديل شدن جهان اسلام به قدرت بزرگ موقعيت ژئوكلچر جهان اسلام است كه در اين رابطه جمعيت 1/5 ميليارد نفري فعلي جهان اسلام داراي يك فرهنگ الهي و عبادي هستند و داراي يك قبله‌گاه، خدا، كتاب و مراسم مشترك عبادي همچون حج، نماز و روزه هستند.
مشاور عالي فرماندهي كل قوا ادامه داد: در حال حاضر بيش از شش ميليارد نفر، جمعيت كل جهان است كه 1/5 ميليارد آن مسلمان است و تصور كنيد تا سال 2050 جمعيت مسلمانان چند نفر مي‌شود. بر اساس آمار مرجع جمعيت بانك جهاني كه پيش‌بيني جمعيت را تا سال 2050 كرده است قاره‌ي آسيا تا سال 1996، 5/3 ميليارد نفر جمعيت داشته و پيش‌بيني مي‌شود كه تا سال 2050 به 7/5 ميليارد نفر برسد. آفريقا 728 ميليون نفر جمعيت داشته و تا سال 2050، 1/2 ميليارد نفر جمعيت دارد. آمريكاي جنوبي 486 ميليون نفر جمعيت داشته و تا سال 2050، 840 ميليون جمعيت دارد. آمريكاي شمالي 295 ميليون نفر جمعيت داشته و تا سال 2050، 374 ميليون نفر جمعيت دارد. اروپا 728 ميليون جمعيت داشته و تا سال 2050، 721 ميليون نفر جمعيت دارد و اقيانوسيه 29 ميليون جمعيت داشته كه تا سال 2050، 46 ميليون نفر جمعيت دارد. بنابراين پيش‌بيني مي‌شود جهان تا سال 2050، 8/9 ميليارد يعني حدود 10 ميليارد نفر جمعيت داشته باشد كه از اين تعداد تنها در دو قاره‌ي آسيا و آفريقا هفت ميليارد و 800 ميليون نفر خواهند بود كه بيشتر نيز در اين كشورها مسلمان وجود دارد.
سردار صفوي تصريح كرد: كشورهاي مسلمان در آفريقا و آسيا هستند و اين 57 كشور مسلمان عضو كنفرانس اسلامي غير از مسلمان‌هايي بوده كه به طور مثال در هند حدود 100 ميليون مسلمان وجود دارد و يا در چين 100 ميليون مسلمان و در روسيه 30 ميليون مسلمان، در آلمان 11 ميليون مسلمان، در آمريكا 12 ميليون مسلمان و در انگلستان بيش از دو ميليون مسلمان وجود دارد و اين كشورها جزء مسلمان‌ها در آن 57 كشور نيستند.
فرمانده‌ي سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، قلب جغرافيايي يا ايدئولوژيك جهان اسلام را مكه و مدينه و قلب سياسي جهان اسلام را ايران خواند و گفت: رهبري امام و مقام معظم رهبري و اسلامي كه نداي بيداري به ملتها ميدهد اسلامي كه اسلام مبارز است مخالف صهيونيست‌ها است و جهان اسلام را به سمت بيداري مي‌برد. اگر چه آمريكايي‌ها و صهيونيستها اروپايي‌ها و عوامل آنها نمي‌گذارند وحدت جهان اسلام حاكم شود ولي موج بيداري اسلامي و مقاومت و آنچه كه در عراق و لبنان رخ داده است مسلمانان را به يك اتحاد دسته‌جمعي مي‌رساند.
وي به بيان خاطره‌هايي در دوران جنگ از امام پرداخت.

ظرفيت سياسي و اقتصادي آمريكايي‌ ايجاب نمي‌كند كه يك جنگ سوم و جبهه‌ي جديدي را آغاز كند
سردار صفوي در ادامه در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان مبني بر آنكه ايران چگونه مي‌خواهد در مقابل سياست جنگ‌طلبانه‌ي آمريكا مقابله كند، گفت: ظرفيت سياسي و اقتصادي آمريكايي‌ها ايجاب نمي‌كند كه يك جنگ سوم و جبهه‌ي جديدي را آغاز كند. آمريكايي‌ها در حمله به ايران داراي سه مشكل هستند. مشكل اول آنها اين است كه واكنش ايران و اينكه قدرت ايران چه بلايي بر سر آنها مي‌آورد را نمي‌دانند. مشكل دوم آنها اين است كه نمي‌دانند بحث انرژي چه خواهد شد و مشكل سوم نيز آن است كه نمي‌دانند بر سر اسرائيل چه خواهد آمد؟

اگر يك ترقه در خليج فارس زده شود نفت به بالاي 200 دلار مي‌رسد
مشاور عالي فرماندهي كل قوا تاكيد كرد: بالاخره آمريكايي‌ها 160 هزار نيرو در عراق دارند و تمام نيروهايشان آسيب‌پذير هستند و ممكن است مورد هدف ايران قرار گيرند و آنها اين موضوع را خوب مي‌فهمند. موقعي آن طرف دنيا بودند ولي الان نزديك ما هستند و در عراق و افغانستان در دسترس ما و آسيب‌پذيرند و از سويي اگر يك ترقه در خليج فارس زده شود نفت به بالاي 200 دلار مي‌رسد و از آنجا كه آمريكا بزرگ‌ترين رصدكننده‌ي نفت جهان است از كل نفتي كه در جهان توليد مي‌شود 25% آن يعني يك چهارم نفت جهان را آمريكا مي‌خواهد و آمريكا محتاج به انرژي است.
وي ادامه داد: از سوي ديگر دولت اولمرت در حال فروپاشي است و مي‌خواهد اولمرت را به خاطر فساد مالي محاكمه كند و وضعيت تزلزلي در دولت فعلي وجود دارد و همچنين وضعيت اولمرت به دليل شكست در جنگ 33 روزه در خطر است. از اينرو با اين سه بحث آمريكايي‌ها بعيد است كه جنگ مجددي داشته باشد و اخيرا نيز رييس ستاد مشترك آنها در مصاحبه‌اي گفته است كه نيروي زميني آنها در حال از هم پاشيدن است.

از نظر نظامي بايد آمادگي لازم را داشته باشيم
فرمانده‌ي سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، تاكيد كرد: ايران كشور قدرتمندي است البته از نظر نظامي بايد آمادگي لازم را داشته باشيم. نيروهاي مسلح ما، سپاه و ارتش با قدرت تمام در توسعه‌ي آمادگي‌هاي رزمي و در هوشياري اطلاعاتي به سر مي‌برند و البته هيچگاه نبايد غافلگير شويم و اينكه حمله‌ي جديدي را آمريكايي‌ها ساماندهي كنند احتمال آن كم است ولي به هر حال بايد آمادگي لازم را داشت.

خيزش آزادي‌خواهي و استقلال‌طلبي در كشورهاي جهان اسلام رو به توسعه است
سردار صفوي در پاسخ به اين پرسش كه در سال‌هاي اخير با وجود اختلافاتي كه وجود دارد اتحاد كلي جهان اسلام را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ گفت: با اطمينان مي‌گويم كه ملت‌هاي جهان اسلام در حال بيدار شدن هستند. خيزش آزادي‌خواهي و استقلال‌طلبي در كشورهاي جهان اسلام رو به توسعه است و اين موضوع براي همه‌ي مسلمانان مي‌باشد و همانطور كه مي‌دانيد هيچكس تصور نمي‌كرد كه در فلسطين مردم به اسماعيل هنيه راي داده و در لبنان همه سيد حسن نصرالله را مي‌شناسند و در تركيه لائيك عبدالله گل يعني يك مسلمان رييس جمهور شود و مي‌بينيم كه در حال حاضر در تركيه تظاهرات ضد آمريكايي وجود دارد.

موج بيداري اسلامي در حال شكل‌گيري است
مشاور عالي فرماندهي كل قوا تاكيد كرد: با اطمينان مي‌گويم كه موج بيداري اسلامي كه اساس آن پيروزي انقلاب، رهبري امام و فرمايشات مقام معظم رهبري است در حال شكل‌گيري است و شايد جالب باشد كه برخي از دوستان در كشورهاي ديگر نماز جمعه‌ي تهران را از شبكه‌ي اينترنت گوش مي‌دهند و اين يعني دنيا به هم نزديك شده و ملت‌هاي اسلامي در حال بيداري هستند.
به گزارش ايسنا، در انتهاي مراسم دانشجويان نماز مغرب و عشاء را به امامت سردار صفوي در حسينيه‌ي جماران اقامه كردند.
انتهاي پيام
What do you want to do ?
New mail

lundi, octobre 22, 2007

پايان تحمل لاريجاني و تشديد بحران با آمريكا

ايرج شكري

پايان تحمل لاريجاني و تشديد بحران با آمريكا

استعفاي لاريجاني از دبيري شوراي امنيت ملي و به عنوان مذاكره كننده ارشد رژيم در مساله اتمي با آژانس انرژي اتمي و اتحاديه اروپا، در شرايطي كه رژيم تحت فشارهاي بين اللملي بر سرمساله اتمي است، اقدامي مثبت از سوي يك خادم سخت كوش و صاحب نام نظام، كه سابقه سرداري و فرماندهي در سپاه پاسداران هم دارد، نبود. آدمي مثل لاريجاني كه سابقه بلندي در سياست و در عرصه مديريت رسانه يي دارد اين را خوب مي توانست بفهمد. هم چنانكه كسان ديگري چون احمد توكلي از كهنه كاران سياسي جناح راست رژيم كه كانديداي رياست جمهوري در رقابت با رفسنجاني و خاتمي بوده و رئيس مركز پژوهشهاي مجلس است و يك نماينده مجلس عضو كميسيون امنيت ملي مجلس و... ياد آور شده اند. اما رفتار احمدي نژاد در بور كردن و كنف كردن لاريجاني چنان بود كه ديگر تحمل لاريجاني تمام شد و خود را كنار كشيد. معركه گيريهاي احمدي نژاد در مساله اتمي و در حالي كه هنوز مذاكرات با آژانس انرژي اتمي به نتيجه قطعي نرسيده و با اولين انعطاف از طرف آژانس در ارائه گزارشي مثبت مبني صلح آميز بودن فعاليتهاي مورد بازرسي قرار گرفته، ( گرارشي كه با بي اعتمادي و انتقاد از سوي آمريكا و اروپا روبه رو شد)، پرونده اتمي را بسته شده اعلام كردن و به دنبال آن به آمريكا شاخ و شانه كشيدن، طبعا هيچ كمكي به كار دشوار لاريجاني نمي كرد. لاريجاني كه روش كار و توافقهاي دوره خاتمي با آژانس بين المللي انرژي اتمي را بباد انتقاد گرفته بود كه «مرواريد داديم و آب نبات گرفتيم»، يك وظيفه يا نقش فردي هم در اين ماجرا به دوش گرفته بود و آن اين كه بايد نشان مي داد كه بالاخره هنرش در وارونه كردن معامله و جبران خطا و خسران بزرگي كه با دادن مرواريد و گرفتن آب نبات نصيب نظام الهي جمهوري اسلامي شده چيست. جامعه بين المللي نگران و بي اعتماد نسبت به تلاشهاي رژيم براي دستيابي به سلاح اتمي است. كار مشكل پيش مي رفت و معركه گيريهاي احمدي نژاد عليه اسرائيل هم قوز بالا قوز مي شد. اما رويدادي كه كاسه صبر لاريجاني را لبريز كرد و تحملش به پايان رسيد و در برابر تحفه ولايت مدار و معجزه هزاره سوم «لنگ اندخت» بورشدنش توسط او (احمدي نژاد) در جريان سفر ولاديمير پوتين در هفته گذشته به ايران بود. در گزارش ديدار پوتين با آخوند خامنه اي، كه خبرگزاري فارس منبع خبرش را «پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري » ذكر كرد (متن يكساني بود كه روي سايتهاي رژيم قرار گرفت اما بعصي از آنها از جمله «حيات» بدون ذكر منبع به اسم خودشان آن را درج كرده بودند) از جمله آمده بود كه: «رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ايده تشکيل اوپک گازی و مذاکرات خوبی که رييس جمهور روسيه در ايران داشته است ابراز اميدواری کردند: نتايج اين مذاکرات در آينده روشنِ روابط دو کشور، مفيد و مؤثرباشد. حضرت آيت الله خامنه ای در پايان سخنانشان خطاب به آقای پوتين گفتند: درباره سخنان و پيشنهاد شما تأمل خواهيم کرد». در اين گزاش اشاره اي به پيشنهاد پوتين نشده بود و در آن چه كه از سخنان پوتين در اين گزارش بود پيشنهادي در زمينه مساله هسته اي ديده نمي شد. روز بعد از ديدار خامنه اي با پوتين، لاريحاني در حاشيه سخنراني در اجلاس آخوندهاي دفاتر سياسي- عقيدتي ارتش، در پاسخ به خبرنگاري در مورد اين كه آيا پيشنهاد پوتين در زمينه مساله هسته يي بوده است، او اين خبر را تاييد كرد. اما احمدي نژاد بدون از دست دادن فرصت، فرادي آن روز آفتابه به دست اقدام به گند زدن به اعتبار لاريجاني كرد و در سوالي در اين مورد كه «گفته مي شود پوتين پيشنهادي در مساله اتمي داشته»، گفت هيچ پيشنهاد اتمي در كار نبوده است. طبيعي است كه آدمي با وزن و اعتبار علي لاريجاني در رژيم از اين ضربه از سوي كوتوله سياسي مثل احمدي نژاد، بايد به خود پيچيده باشد و ديگر تحملش به پايان رسيده باشد. محمد رضا باهنر نايب رييس مجلس گفته است كه همكاري لاريجاني با احمدي نژاد به بن بست رسيده بود و ديگر ادامه آن امكان نداشت، اما نگفته است چرا. اين حرف اما نشان دهنده آن است كه ادعاي الهام سخنگوي دولت مبني براين كه استعفاي لاريجاني به دلايل شخصي بوده و براي خدمت در عرصه هاي ديگري بوده است تحريف حقيقت است. آرمين عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي مساله را طور ديگري مطرح كرده و ادعايي كرده است كه بيشتر توضيح دهنده اختلاف نظر لاريجاني و احمدي نژاد است. به ادعاي آرمين، لاريجاني خيلي زود متوجه اشتباه خود در داوري در مورد عملكرد تيم سابق مذكره كننده شد و مي خواست مسير پرونده را به در مسير سابق(دوره خاتمي و تيم مذاكره كننده به سرپرستي آخوند روحاني) بياندازد، اما موضع كنوني احمدي نژاد كه به گفته آرمين مثل موضع سابق لاريجاني است، مانع پيشرفت كار او مي شد. آرمين گفته است لاريجاني مي گفت «د’رّ غلطان داديم آب نبات گرفتيم احمدي نژاد گفته طلا داديم، گردو گرفتيم». جانشين لاريجاني جليلي كه سمت مديركلي در وزارت خارجه داشته كسي است كه سايت آفتاب در شرج پيشينه او ياد آور شده است كه احمدي نژاد بعد از رئيس جمهور شدن تمايل داشت كه او را به سمت وزير خارجه انتخاب كند اما، با مذاكره يي كه شد او پذيرفت كه متكي را به اين سمت بگمارد. در برخي گزارشها آمده بود كه وي نويسنده نطقها و پيامهاي احمدي نژاد است. اين مساله هم در مورد انتصاب جليلي مطرح شده است كه آيا كسي كه عضو شوراي امنيت ملي نبوده مي تواند به عنوان دبير اين شورا انتخاب شود؟ در واقع آن چه احمدي نژاد در رابطه با لاريجاني پيش گرفت حالت بسيار خفيف و نرمي بود از روشي كه كليت جناح هار كه اسم ژنريك اصولگرا را برخود نهاده اند، با آخوند خاتمي بعد از رييس جمهور شدنش پيش گرفتند و در اين رويارويي جناب لاريجاني هم شركت داشت و خود خامنه اي هم همراه آنان بود. علاوه بر پرخاشهاي و اهانتهاي مستمر به وي در رونامه هايي چون كيهان و جمهوري اسلامي و رسالت، به محض اين كه او به يك سفر خارجي مي رفت يا وقتي قرار بود مقاماتي از كشورهاي خارجي به ايران سفر كنند، يكباره يك غوغا يا يك بگير وببند از طرف جناح رقيب راه مي افتاد تا به طرفهاي خارجي نشان دهند كه او هيچ كاره است. شخص خامنه اي در آستانه اولين سفر خاتمي به آمريكا براي شركت در اجلاس سازمان ملل، خودش وارد ميدان شد و براي اين كه هيچ توهمي در مورد امكان مذاكره با آمريكا از كانال خاتمي باقي نگذارد در يك سخناني گفت«مذاكره از رابطه بدتر است» .
به قدرت رسيدن خميني و آخوندها در ايران تيغي بود در كف زنگي مست، تيغي كه قبل از همه عليه مردم ايران و فزندان انقلابي و سلحشور و پاكبازش كه در آرزويي رهايي مردم از ديكتاتوري دست نشانده آمريكا رنجها در شكنجه گاههاي رژيم شاه برده بودند بكار گرفته شد. عملكرد ارتجاعي مشتي آخوند مرتجع ضد ايراني كه كارشان سركوبي مردم و مال اندوزي و تحميل معيارهاي ارتجاعي خود به مردم ايران است و روياي گسترش دامنه قدرت خود به سرزميهاي ديگر را دارند، اكنون در تمام زمينه ها با مقاومت و مخالفت و گروهاي لايه هاي اجتماعي مختلف در ايران روبه روست. پاسخ رژيم البته سركوبي شديد آنان است. با اين حال رويكرد ابلهانه رژيم در تشنج آفريني در روابط خارجي و توسعه طلبي، به راه خطر ناكي مي رود كه عواقب آن مي تواند به ايران و مردم ايران زيانهاي بيش از آنچه تا به حال رسيده برساند. اخطار جرج بوش همزمان با سفر پوتين به ايران كه براي اجتناب از جنگ جهاني سوم بايد مانع دسيتابي رژيم به سلاح اتمي شد؛ اظهارات تند اخير توني بلر نخست وزير سابق انگليس كه از سوي كميته چهار جانبه ( سازمان ملل، اروپا، آمريكا و روسيه) به عنوان نماينده در روند صلح خاورميانه برگزيده شده است، در ضيافت شامي در نيويورك تهديد كنوني افراط گرايي اسلامي را مثل ظهور فاشيم در سالهاي 1920 و 1930 دانست و گفت اين ايدئوژي اكنون يك مقر دارد و آن رژيم ايران است و اشتباه است اگر فكر كنيم كه اگر ما آنها را به حال خود رها كنيم آنها ما را به حال خود راه خواهند كرد(1)؛ اتهامات پي در پي آمريكا مبني بر ارسال سلاح از سوي رژيم به عراق و به افغانستان؛ خبر دو سه هفته پيش راديو فردا و تلويزيون صداي آمريكا مبني بر اين كه 18 نفر به اتهام تلاش براي تشكيل سپاه مهدي شمالي در جمهوري آذربايجان دستگيرشده و مورد محاكمه قرار دارند و به نقش سپاه پاسداران در تعليم دادن آنان اشاره شده بود؛ طرح دو اتهام در دو زمينه كه به نظر مي رسد در زمينه جديدي از سوي آمريكا عليه رژيم گشوده شده اند؛ نشان دهنده سير شتابنده رويدادها به سمت تشديد بحران است. يكي از دو زمينه ياد شده ، اتهامات عليه رژيم، در قطعنامه ارائه شده از سوي 36 نماينده كنگره از هر دوحزب، كه به ابتكار يك نماينده دموكرات مجلس نمايندگان آمريكا به نام ران كلاين مطرح شده ديده مي شود كه خبر آن روز 19 اكتبر از تلويزيون صداي آمريكا پخش شد(2). بنابر گزارش ياد شده اين نمايندگان خواهان اقدام دولت آمريكا براي متوقف كردن فعاليتهاي سازمانها تروريستي مورد حمايت رژيم در آمريكاي لاتين شده شده اند. ديگري اتهامي است كه اخيرا ديگ چيني معاون رئيس جمهور آمريكا كه به جنگ طلبي مشهور است و از معماران اشغال عراق شمرده مي شود، به رژيم وارده شده است. وي در يك سخنراني در موسسه سياستگذاری خاور نزديک واشنگتن (كه بنا به گزاشها به محافظه كاران نزديك است)، در روز 21 اكتبر ضمن تكرار اتهامات قبلي از قبيل ممانعت رژيم از برقراري صلح در خاورميانه و دست داشتن در قتل سربازان آمريكايي در عراق گفت:« رژيم ايران از ظهور يک جامعه شيعه عرب قدرتمند و مستقل در عراق که به جای قم، در پی رهبری مذهبی از مراکز سنتی اجتهاد شيعه در نجف و کربلا است، می ترسد و همچنين در پی ضعيف نگه داشتن عراق برای پيشگيری از تهديد تهران به وسيله بغداد است». اين سخنان اگر چه ممكن است با هدف به رويارويي كشاندن جامعه شيعيان عراق با رژيم بيان شده باشد اما به هرحال برگ تازه يي در اتهامات آمريكا عليه رژيم به نظر مي رسد». در چنين شرايطي خبرگزاري فارس كه نيمه رسمي و از حاميان دولت شمرده مي شود، مطلبي درج كرده كه در آن دين يهود، ديني نمايانده شده كه در اسلام و قرآن مورد سرزنش بوده و يكتا پرست بودن آنان مورد ترديد قرار گرفته است. اين مطلب مورد انتقاد موريس معتمد نماينده كليميان در مجلس قرار گرفت(سايت امروز). اكنون با توجه به آنچه يادد آوري شد، به نظر نمي رسد كه استعفاي لاريجاني دستاوردي جز تشديد بدگماني جامعه بين المللي در اهداف فعاليتهاي هسته يي رژيم داشته باشد. حالا بايد ديد كه با توجه به مهلتي كه براي صدور قطعنامه سوم عليه رژيم تعيين شده بود، معجزه هزاره سوم چه خبر خوشي هسته يي تا «ايام مباركه دهه فجر»، كه دوماهي بعد از پايان اين مهلت فرار مي رسد، به مردم خواهد داد.
---------------------
توضيحات:

براي مطالعه اظهارات توني بلر روي نشاني زير كليك كنيد

http://www.fararu.com/vdci.yarct1a33bc2t.html


2 - بنا بر گزارش ياد شده ه 36 تن از نمايندگان كنگره از هر دو حزب(19 نماينده از حزب دموكرات و 17 تن از حزب جمهوريخواه) با تنظيم قطعنامه يي از دولت آمريكا خواسته اند براي متوقف كردن شبكه هاي تروريستي مورد حمايت رژيم و در آمريكاي لاتين تدابير اساسي بيانديشد و در جهت محو اين شبكه ها بكوشد. در اين قطعنامه كه توسط ران كلاين عضو دموكرات آن تهيه شده، نسبت به عواقبِ تصميم رژيم براي بازگشايي مجدد سفارتخانه در شيلي, اكوآدور, نيكاراگوئه, اروگوئه و اعزام يك نماينده ويژه به بوليوي با توجه به گزارشهايي كه حاكي از فعاليت شاخه هايِ برون مرزي اطلاعات رژيم ايران در اين سفارتخانه ها و اعلام طرح سرمايه گذاريِ مشتركِ دوميليارد دلاري تهران و كاراكاس در ساير كشورهاي آمريكاي لاتين مي باشد، اظهار نگراني شده است. بنا بر هيمن گزارش «سركوب شبكه مالي تروريسم نيز در كانون توجه اين قطعنامه قرار دارد». امضا كنندگان اين قطعنامه ازدولت بوش مي خواهند, به توجه به دخالت روزافزون رژيم ايران در آمريكاي لاتين, از طريق گروه همكاري مشترك امنيتيِ آمريكا با برزيل , آرژانتين و پاراگوئه موسوم به سه بعلاوه يك, همكاري با ساير دولتهاي منطقه, در جهت محو شبكه تغذيه مالي گروههاي تروريستي در آمريكاي جنوبي برآيد. بنا بر نظر امضا كننده گان قطعنامنه گروههاي تروريستي, سالانه بين 300تا500ميليون دلار در معاملات در مناطق مرزي شيلي, كلمبيا,ونزوئلا, پاناما و ديگر نقاط مرزي آمريكاي لاتين به دست مي آورند. در قسمتي از اين قطعنامه ,به فعاليت برخي گروههاي تروريستي موردحمايت رژيم ايران مانند حزب الله لبنان اشاره شده , از جمله بمب گذاري سال 1994در مركز يهوديان در آرژانتين كه پليس بين المللي, قرار بازداشتِ گروهي از مقامات رسميِ پيشينِ رژيم ايران و يك رهبر حزب الله را به جرم دست داشتن در آن صادر كرده است. به گفته تلويزيون صداي آمريكا به گزارش كالج جنگ نيروي دريايي آمريكا حزب الله از طريق معاملاتي كه انجام مي دهد, سالانه حدود 10ميليون دلار در محدوده مرز مشترك برزيل, پاراگوئه و آرژانتين به دست مي آورد. اين قطعنامه قرار است سه شنبه هفته آينده در كميته امور خارجي مجلس نمايندگان آمريكا به رأي گذاشته شود.
پ-22 اكتبر2007- 30 مهر 1386

dimanche, octobre 21, 2007




ايرج شكري

بوش از وتو خود عليه تامين درماني كودكان مستمند آمريكا استفاده كرد

تلويزيون صداي آمريكا روز 18 اكتبر خبر از بحث و جنجالي در مجلس نمايندگان آمريكا داد كه به خاطر راي گيري براي رد وتوي جرج بوش در مورد لايحه افزايش بودجه گشترش بيمه درماني كودكان مستمند، جريان داشت. درلايحه مذكور نمايندگان ابتدا افزايش 50 ميليون دلار براي 5 را سال در نظر گرفته بودند و بعد براي مصالحه با جرج بوش بوش آن را به 35 ميليون دلار كاهش داده بودند. ولي جرج بوش آنرا وتو كرده و تنها با 5 ميليون دلار موافقت كرده بود. بنا به گزارش ياد شده براي رد وتو رئيس جمهور، درهر دو مجلس سنا و نمايندگان بايد دو سوم نمايندگان به آن راي بدهند. در مجلس سنا اين دوسوم كه 67 راي بود كسب شده بود و در مجلس نمايندگان كه بحث در آن جريان داشت دموكراتها در تلاش براي كسب 15 راي ديگر بودند تا به 290 راي كه دوسوم نمايندگان اين مجلس است دست يابند. اما به گزارشگر تلويزيون صداي آمريكا گفت كه احتمال موفقيت آنان زياد نيست( چون راي را بايد از بين نمايندهاي جمهوريخواه بدست مي آردند). با اين كه به گفته خانم نانسي پلوسي رئيس مجلس نمايندگان، مبلغ در خواست شده به 35 ميليون دلار كاهش يافته بود تا مجلس نمايندگان به مصالحه يي با رئيس جمهور دست يابد، اما جرج بوش به مخالفت با طرحي پا فشرد كه براي گشترش پوشش پوشش بيمه ده ميليون كودك مستمند در نظر گرفته شده بود. در همين گزارش گفته شد كه جرج بوش اطمينان داشته است وتوي او در مجلس نمايندگان با آراي كافي براي رد شدن رو به رو نخواهد شد. اين ناخن خشكي جرج بوش در مورد هزينه گشترش پوشش بيمه درماني كودكان مستمند كشورش در حالي است كه هزينه هاي نظامي و مداخله گرانه آمريكا چنان بالاست گويي از منبع بي پايان براي پرداخت برخوردار است. چند هفته پيش در 16 سپتامبر كه افراد مسلح يك شركت امنيتي آمريكايي به نام بلك واتر كه يكي از كارهايش استخدام مزدور براي انجام ماموريت در عراق است، با تير اندازي به سوي مردم سبب كشته شدن 11 تن از آنان شدند، در اخبار مربوط به اين رويداد گفته شد كه اين شركت يكي از شركتهاي طرف قرار داد وزارت خارجه آمريكاست كه ماموريتش اسكورت و حفاظت از ديپلماتهاي آمريكايي است. اين شركت توسط يك تفنگدار سابق آمريكايي كه اكنون 38 دارد، در سال 1997 در آمريكا تاسيس شده است. به گزارش بي بي سي «شرکت بلک واتر از سال 2001 بيش تا كنون بيش از يک ميليارد دلار از محل خدمات رسانی به دولت آمريکا درآمد داشته است. اين شرکت در بين سال های 2004 تا 2006، بيش از 832 ميليون دلار از وزارت امورخارجه آمريکا دريافت کرده است»(بي بي سي 3 اكتبر). تلويزيون صداي امريكا تعداد نفرات تحت استخدام اين شركت را هزار تن اعلام كرد. اين شركت در افغانستان هم به دولت آمريكا «خدمات» ارائه مي دهد. تعداد شركتهايي از اين دست در عراق را بي بي سي 28 شركت ذكر كرد. باتوجه به رقم كاركنان و مبلغ در يافتي دو سال گذشته شركت بلك واتر، دريافتي شركت مذكور براي يك سال و براي هزار نفر 416 ميليون دلار بوده كه بي سرو صدا و احتمال نه از بودجه عمليات آمريكا در عراق و افغانستان كه توسط وزارت دفاع آمريكا هزينه و مصرف مي شود، (*) بلكه از وزارت خارجه از بودجه خودش پرداخت كرده است. حتي اگر تعداد نفرات در ماموريت اين شركت را دوبرابر رقم ذكر شده، در نظر بگيريم باز هم رقم پرداخت شده بسيار بالا است. به هر حال مقايسه اين گشاده دستي و آن ناخن خشكي و پرداخت قطره چكاني براي گشترش پوشش بيمه درماني 10 ميليون كودك مستمند، نازل بودن ارج و منزلت شهروندان عادي و بي اهميت بودن درد و رنج محرومان را در منش و بينش جرج بوش و هم مسلكانش به روشني نمايان مي كند. شش ماه بعد از طوفان كاترينا كه ويراني بسيار در نيواورلئان و به ويژه در مناطق فقير نشين آن به وجود آورده بود، و سبب شد كه بسياري از مردم به ناچار آن شهر را ترك كنند، ميز گردي از كارشناسان مسائل آمريكا در تلويزيون آلماني – فرانسوي آرته تشكيل شده بود كه موضوع بحث آن بررسي علل آسيبي كه از طوفان به آن شهر رسيد و نيز وضع ساكنان و دلائل تاخير در باز سازي خانه هاي مسكوني در آن شهر بود. در اين برنامه علاوه بر اين كه ياد آوري شد به هشدار كارشناسان كه از 25 سال پيش طرحي را براي جلوگيري از آبگرفتگي شهر داده بودند ولي به خاطر هزينه آن به آن توجه نشده بود، گفته شد اين كه بعد از 6 ماه از وقوع طوفان هيچ اقدامي براي باز سازي مناطق مسكوني صورت نگرفته، يك محاسبه سياسي از سوي دولت جرج بوش دخيل بوده است و آن اين كه چون اكثر ساكنان نيواورلئان به طور سنتي طرفدار دموكراتها هستند و به دموكرات ها راي مي دهند، به خاطر اين در باز سازي اقدامي صورت نگرفته تا مردمي كه آن شهر را ترك كرده اند به آنجا باز نگردند و به اين ترتيب با تغيير تركيت جمعيت به لحاظ گرايش سياسي توازن سابق را بهم بزنند. اگر اين كارشناسان اروپايي نبودند و برنامه از يك تلويزيون اروپايي كشورهاي دوست آمريكا پخش نمي شد، شايد اين ترديد براي بيننده برنامه پيش مي آمد كه اين اظهارات ممكن است خلاف واقع باشد و با اغراض خاصي گفته مي شود، اما آن اظهارات نه از سوي افرادي با تمايلات سياسي خاص بلكه از طرف يك محقق و كارشناس امور آمريكا گفته شد. چندي پيش نيز دو سال بعد از طوفان كاترينا در گزارشي از نيواورلئان باز هم بر اين مساله تاكيد شد كه هيچ كار جدّي براي باز سازي خانه هاي مردم كه در آن طوفان يا به كلي منهدم شده يا بشدت صدمه ديده و غير قابل استفاده است نشده است و بسيار از كساني كه خانه كاشانه و ويران شده و آسيب ديده خود را رها كرده و از آن شهر رفته بودند ديگر به آن شهر باز نگشته اند. اين هم چهره ديگري از عملكرد دولت بوش در مورد شهروندان خويش است.البته نبايد اينطور برداشت شود كه منظور من اين است كه دموكراتهاي آمريكا تفاوت 180 درجه يي با جمهوريخواهان دارند. فراموش نكرده ايم كه زماني كه سفارتخانه هاي آمريكا در كنيا و تانزاينا مورد حمله تروريستي قرار گرفت، جناب بيل كليتنون در يك اقدام تلافي جويانه دستور حمله موشكي به هدفهايي در سودان و افغانستان و عراق به عنوان كشورهاي حامي تروريسم و حامي القاعده را داد كه گروهي غير نظامي هم در اين حملات كشته شدند. گفته مي شد كه دويست موشك كروز در اين حملات بكار رفت. قيمت هر يك از اين موشكها حدود يك ميليون دلار است. از خانم مادلين اولبرايت وزير خارجه آقاي كلينتون هم وقتي پرسيدند كه ادامه تحريمهاي اقتصادي عليه عراق سبب مرگ و مير هزاران كودك عراقي در سال مي شود و صدمه يي هم به صدام نمي رسد، تا كي قرار است اين تحريم ادامه يابد، در پاسخ فرمودند كه «حساب آن هم شده اين بهايي است كه بايد پرداخت»، بهايي كه البته مردم عراق با مرگ جگرسوز فرزندان خود مي پرداختند. با اين حال در داخل آمريكا ظاهرا دموكراتها بيشتر به فكر مردم عادي و محروم هستند.
تعداد مزدوراني كه در عراق مشغول ارائه خدمت به آمريكا و شركتهاي آمريكا يي مستقر در آنجا هستند به 40 هزار نفر مي رسد و با توجه به رقم پرداخت شده به بلك واتر به روشني پيداست كه رقم پرداختي بابت خدمت اين افراد به چندين ميليارد دلار در سال مي رسد. حسني كه ارائه خدمت اين شركتها براي آمريكا در عراق دارد اين است كه تلفات آنها جايي ذكر نمي شود و جنازه آن ها روي دست ارتش آمريكا نمي ماند و اين يكي از دلايل پرداخت اين هزينه هاي بالا به اين شركتهاست. مسنول همين شركت بلك واتر در پاسخي به سوالات نمايندگان گروه تحقيق كنگره بعد از ماجراي 16 سپتامبر براي توجيه تيراندازي نفراتش، ياد آور شد كه، تاكنون 36 تن از افراد تحت استخدام شركت او در عراق كشته شده اند. در گزارشي در زمينه چگونگي عملكرد اين شركتها آمده بود كه اين شركتها آدمهايي از مليتهاي مختلف را استخدام مي كنند و تعليم مي دهند و به مناطق مورد نظر اعزام مي كنند و در پرداخت حقوق به انان نيز تبعيض بسيار بين مليتهاي مختلف به ويژه نسبت به آفريقائيها و آسيائيها اعمال مي كنند و البته اين افراد به خاطر ويژكي پنهان كاري در كار اين شركتها و اين قبيل كارها، جايي هم نمي توانند شكايت كنند.
حالا اگر به بودجه دفاعي 600 ميليارد دلاري آمريكا كه جرج بوش براي سال 2008 درخواست كرده توجه كنيم، مي بينيم چه هزينه كلاني در خدمت ميليتاريسم آمريكا و سياستهايي است كه نفع آن را شركتهاي توليد كننده اسلحه و شركتهاي آمريكايي طرف قرار داد ارتش آمريكا مي برند كه گردانندگان آن هيچ قوم و خويشي با ميلونها آمريكايي كم در آمد كه در نگراني دائم از عدم توانايي پرداخت هزينه هاي زندگي بسر مي برند، و صدها هزار افراد بي سرپناه ندارند. جرج بوش سال گذشته دستور داد ناو هواپيما بري به نام پدرش ساخته شود. اين در حالي است كه هم اكنون بنا اطلاعات قابل دسترسي در اينترنت، آمريكا 11 ناو هواپيما بر دارد كه ده تاي آن اتمي هستند . ناو هواپيما بر رونالد ريگان تنها چهار سال است كه از ساخت آن مي گذرد و از سال 2003 در اختيار نيرويي دريايي آمريكا قرار گرفته است. بعضي ناوهاي هواپيما بر مثل كيتي هاواك، كندي، نيميتس بيش از 5 هزار تفنگدار آمريكايي و 80 تا 90 هواپيماي جنگي و هليلكوپتر حمل مي كنند. گذشته از هزينه سرسام آور ساخت آنها، هزينه نگهداري و هزينه استفاده آنان معلوم است كه سالانه به رقمي سر مي زند كه با آن 50 يا 35 ميليون دلار براي 5 سال كه نمايندگان دموكرات آمريكا براي گشترش پوشش بيمه درماني براي كودكان مستمند خواسته بودند از زمين تا آسمان فاصله دارد ولي خب، رئيس جمهوري تكزاسي كنوني كه به گفته يك محقق و تحليل گر فرانسوي ميراثي هم از منش و بينش «جنوبيها»(جنوبيهاي برده دار آمريكا و مخالف لغو برده داري در زمان جنگهاي انفصال) دارد، منافع و برتري جوئيهاي خود را دارد و براي تحقق آن نه از راه انداختن جنگ رويگردان است و نه از هزينه كردن از ماليات مردم آمريكا كه بايد براي بهبود زندگي و رفاه آنان مصرف شود.
------------------------
*- رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا با يك افزايش 42 ميليارد دلاري، براي سال 2008 مبلغ 192 ميليارد دلار براي عمليات آمريكا در عراق و افغانستان بودجه درخواست كرده است.
پ- 20 اكتبر 2007 - 28 مهر 1386

dimanche, septembre 30, 2007






ايرج شكري

شيطان سازي از احمدي نژاد و وسوسه هاي شيطاني آمريكا

درجنجال و جنگ رواني و تبليغاتي بين آمريكا و رژيم، «شيطان» سازي از محمود احمدي نژاد، در اصل نه به خاطر عملكرد رژيم در نقض مستمر حقوق بشر در ايران كه از موضوعاتي بود كه در حمله رئيس دانشگاه كلمبيا به احمدي نژاد مورد تاكيد قرار  گرفت و نه سركوبي شهروندان و تدوين و اجراي قوانين و مقررات بشدت ارتجاعي مثل سنگسار و قطع دست و از حدقه در آوردن چشم، بلكه به خاطر اظهار نظر او در دو موضوع است كه يكي به كشتار يهوديان در زمان جنگ جهاني دوم مربوط است، رويدادي كه نظر احمدي نژاد در مورد واقعي يا ساختگي بودن آن هيچ تغييري در آن چه در 60 – 50 سال پيش روي داده نمي دهد و معجزه هزاره سوم هيچ امكاني براي باز نويسي و سانسور كتابهاي تاريخ در دنيا به روایت رژيم روضه خوانها- آن گونه كارگزاران رژيم در ايران كرده اند-، ندارد. اظهار نظر ديگر او كه خشم آمريكا و اسرائيل را برانگيخته، مساله محو اسرائيل از روي نقشه جغرافيا بود كه در اين زمينه هم محمود احمدي نژاد فاقد هرگونه امكاني براي تحقق برچيده شدن دولت اسرائيل و كشور يهود در منطقه و انتقال آن به جاي ديگري مثلا منطقه يي در آلمان يا در آلاسكا- آنگونه كه او پيشنهادش را داده بود -، است. تروريست شناختن سپاه پاسداران توسط مجلس نمايندگان و مجلس سناي آمريكا نيز نه به خاطر نقش اين نيروي نظامي سركوبگر در سركوبي مردم در آغاز دهه 60 خورشيدي، و شركت عناصري از آن در ترور پناهندگان سياسي در خارج كشور، و نه به خاطر «پاسدار انقلاب اسلامي» بودن آن، يعني مشت آهنين و ماشين كشتار ولايت فقيه براي خاك خون كشيدن اعتراضات مردمي در صورت به راه افتادن آن با هدف برچيدن رژيم ولايت فقيه(1)، بلكه به خاطر آن است كه گردانندگان سياسي و نظامي دولت بوش آموزش و تسليح شورشيان شيعه مخالف حضور آمريكا در عراق را به سپاه نسبت مي دهند و هم چنين اين ادعا را مطرح مي كنند كه بمب هاي كنار جاده يي كه سبب وارد آمدن تلفاتي به سربازان آمريكايي مي شود، در ايران ساخته مي شود و توسط واحد هاي از سپاه پاسداران در اختيار بمبگذاران قرار مي گيرد.
شيطان سازي از محمود احمدي نژاد كه در سفر اخيرش به نيويورك،  با حمله رئيس دانشگاه كلمبيا به وي كه به جاي معرفي وي كه به عنوان سخنران به آن دانشگاه دعوت شده بود، انعكاس ويژه يي يافت اين سوال را به ذهن آدم مي آورد كه به راستي بين احمدي نژاد كه تنها دوسال است رئيس جمهور رژيم شده و قبلا مدتي شهردار تهران بود (شايع بود كه طرح ساختن هزار سقا خانه و طرح ساختن مسير ورود امام زمان به تهران موقع ظهورش را در نظر دارد) و مدتي فرماندار اردبيل بوده و قبل از آنهم پاسدار بوده است، مثلا با كسي مثل جناب كمال خررازي كه قبلا رئيس خبرگزاري رسمي رژيم و رئيس ستاد تبليغات جنگ در دولت ميرحسين موسوي و بعد مدت طولاني نماينده دائمي رژيم در سازمان ملل بوده است و در دو دوره رياست جمهوري خاتمي وزير خارجه بوده، و در اين هر دو سمت مهمترين وظيفه او دفاع از عملكرد رژيم جنايتكار جمهوري اسلامي( از جمله رد نقض حقوق بشر در ايران و دفاع از سياستهاي سركوبگرانه وهمچنين دفاع و توجيه توسعه طلبي و صدور تروريسم رژيم)در جوامع و نهادهای بين المللي  بوده است، آيا اين دومي خبيث تر و جرمش سنگين تر نيست ؟ اما در عكسهايي كه از نشت شرم الشيخ در مورد حمايت از نظام سياسي جديد عراق در آغاز آذر ماه 1383، كه كمال خرازي هم در مقام وزير خارجه رژيم در آن شركت داشت منتشر شد، اورا در گفتگوي دوستانه با كالين پاول وزير خارجه وقت آمريكا و جك استر وزير خارجه وقت انگليس ديديم كه خوش و خندان بودند

آيا بين هاشمي رفسنجاني كه در محافل آمريكايي ميانه رو شناخته مي شود- و براي انتخاب شدن او به رياست مجلس خبرگان (2) به اشتباه در روي تاثيرگذاري او در سياست رژيم حساب باز كرده اند-، و احمدي نژاد جرم كدام سنگين تر است؟ رفسنجاني كه از اولين دوره مجلس رژيم تا زمان مرگ خميني نزديك به ده سال در مقام رئيس مجلس نقش و قدرتي كه در ژيم داشت به مراتب بيشتر از نقش رئيس مجلس و در واقع نفر دوم بعد از خميني بود و بعد ازمرگ او نيز دو دوره رئيس جمهور بود و بي ترديد از طرحهاي تروريستي و آدم ربائيهايي شهروندان اروپايي و آمريكايي در لبنان و انفجار مقر تفنگداران دريايي آمريكا در بيروت كه همه توسط گروههاي مورد حمايت و كارگزار رژيم صورت مي گرفت نمي توانست بي خبر باشد، یا احمدی نژاد تازه رئیس جمهور شد؟ به رغم نقش و مسئولیتی که رفسنجانی در عملکرد رژیم داشت، با اين حال ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا با اين كه در يك سخنراني در آمريكا به آمار بلندي از اقدامات تروريستي رژيم اشاره كرده بود، براي رفسنجاني كيك كلت و انجيل فرستاد و دست دوستي به سوي رژيم دراز كرد و در همان زمان دولت اسرائيل هم در ماجراي «ايران كنترا» واسطه فروش اسلحه به رژيم بود كه پولش را سيا براي تامين هزينه عمليات مزدورانش در نيكاراگوئه دريافت مي كرد. دوران رياست جمهوري رفسنجاني دوران عربده كشي سردار دكتر الله كرم و حاجي بخشي با گروهي از اراذل حزب اللهي در خيابانهاي تهران و ايجاد رعب و حشت عليه مردم و به ويژه زنان بود. رفسنجاني كسي است كه نقشه از ميان برداشتن گروهي و يكجاي نويسندگان و اهل قلم ايران با سرنگون كردن اتوبوس حامل آنان به دره توسط امثال سعيد امامي در دوره رياست جمهوري او ريخته شد كه ناكام ماند. رفسنجاني كسي است كه در ماجراي ربوده شدن فرج سركوهي توسط وزارت اطلاعات رژيم در فرودگاه، همصدا با وزارت اطلاعات رژيم اصرار داشت كه او از كشور خارج شده است و رفسنجاني كه برخي از اصلاح طلبان پررو مثل جلايي پور، به خاطر انتخاب او به عنوان رئيس مجلس خبرگان( كه تنها براي باقيمانده دوره رياست دو ساله مشكيني يعني يكسال و چند ماه است) ، مديحه سرايي كردند و سجده شكر به جا آوردند كه «خطر از بيخ گوش نظام گذشت»، كسي است كه در نماز جمعه در در 12 ارديبهشت 65 زنان ايران تهديد كرد كه قانوني از سوي شوراي عالي قضايي در حال تنظيم است كه بر اساس آن اردوگاههايي در نظر گرفته شده و معلمين اخلاق نيز قرار است آنجا باشند و زنان بد حجاب به آن ارودگاهها فرستاده خواهند شد در آنجا بايد كار بكنند و خودشان خرج خودشان را بدهند و اگر نخواستند كار بكنند خرجشان را شوهرانشان بايد بدهند و اضافه كرد:« چند بار حزب الله طغيان كرده و مسئولان خواهش كردند و به آنها وعده داديم اينها خودشان آدم مي شوند اما مثل اين كه اينها يك مقدار احتياج به خشونت دارند» (3) راستي احمدي نژاد حزب اللهي و عقب مانده پيش رفسنجاني موجودي مثل بره نيست؟ چرا از رفسنجاني اهريمن سازي نشد؟ اگر احمدي نژاد هزار تير خلاص هم به زندانيان سياسي محكوم به اعدام زده باشد، حكمش را دادگاههايي صادر كرده بوند كه باز رفسنجاني مي توانسته روي حكام شرع و صادر كنندگان آن حكمها نفوذ داشته باشد نه يك پاسدار تير خلاص زن. در جريان رسيدگي به جنايت رستوران ميكونوس هم روشن شد كه جناب شيخ كوسه رئيس جمهور وقت از تصميم گيران و آمران آن جنايت بوده است. بين جناب محمد خاتمي، اين ابليس خندان مبتكر«گفتگوي تمدنها» كه ده سال اداره وزارت خانه يي را عهده دار بود كه كارش مميزي و سانسور بود و احمدي نژاد، كدامشان در اين رژيم سركوبگر داراي نقس و مسئوليت بزرگتر بوده است ؟ شاملو در گفتگويي (احتمالا در اواخر دهه 60 انجام شده) ياد آور شده بود كه جلد ششم كتاب كوچه از بهمن سال 61 «پلمب شده » و در انبار خاك مي خورد و گذشته از هزينه انبار داريش ناشر كتاب پيوسته اين نگراني را داشته كه كساني در انبار را بشكنند و كتاب به بازار راه پيدا بكند و سبب گرفتاري او شود، اين كتاب در تمام دوران ده ساله وزارت جناب خاتمي در سانسور و در انبار ماند (4) . خاتمي چه به عنوان وزير ارشاد اسلامي در دهه سياه 60 و چه بعدا به عنوان رئيس جمهوري پيوسته مدافع عملكرد ضد مردمي رژيم اسلامي بوده است و اگر در ماجراي قتلهاي زنجيره يي خواهان پيگيري و روشن شدن ماجرا شد براي اين بود كه جناح رقيب را كه با بحران آفريني قصد تنگ كردن عرصه بر او و وادار كردنش به استعفا را داشت، زير فشار قرار دهد.  ثانيا اين ماجرا مساله يي نبود كه در سكوت بگذرد، هم چنان كه در ماجراي ربوده شدن فرج سركوهي توسط سربازان گمنام امام زمان كه رفسنجاني هم مدعي شد او از كشور خارج شده است، رژيم ناچار به عقب نشيني شد و اورا در سناريو مسخره يي به ايران باز گرداند!. اگر از همين آخوند خاتمي كه هنوز بيشرمانه خميني خونريز را ستايش مي كند، سوال شود كه در ايران تحت حكومت روحانيون شيعه كه «آزاد ترين كشور دنياست»، آيا زنان حق دارند بدون روسري در خيابان يا در محل كار خود حاضر شوند، جوابش از پيش معلوم است. او هرگز به لحاظ هويت و ايدئولوژي آخونديش به آن پاسخ مثبت نخواهد داد، اما با حقه بازي و بيشرمي به توجيه «يا روسري يا توسري خواهد» پرداخت و مثلا خواهد گفت مردم ما مسلمان هستند و با حجاب و اين جزء فرهنگ و باور آنان است كه زنان بايد باحجاب باشند. از آغاز استقرار رژيم ضد مردمي جمهوري اسلامي، مبارزه با يد حجابي و بي حجابي و به كارگرفتن سركوب عليه زنان و تحقير آنان ادامه داشته است، اما لحني نظير آن چه رئيس دانشگاه كلمبيا در سخنانش خطاب به احمدي نژاد به كار برد، در آمريكا نسبت به خاتمي به كار گرفته نشد.
اكنون به نظر مي رسد كه دست اندركاران سياسي آمريكا، هم در دولت بوش و هم در در دستگاه قانونگذاري آن كشور، دچار گيجي و سرد گمي در يافتن راه حلي براي خروج از بن بست عراق شده اند، دموكراتها بيشتر خواهان خروج سربازان آمريكايي در عراق هستند كه افزايش تلفات آنان مردم آمريكا را به مخالفت با بوش برانگيخته است و جرج بوش، شكست آمريكا در عراق و خروج كامل سربازان آمريكايي را قبل از تثبيت اوضاع در عراق براي آمريكا فاجعه مي داند، چرا كه شكست آمريكا در عراق را به نفع رژيم و سبب ارتقاء موقعيت رژيم در منطقه به عنوان يك قدرت منطقه يي از يك سو و به خطر افتادن ثبات منطقه ميداند. از آنجا كه دست اندركاران سياسي از هر دو حزب مي دانند كه راه حل معجزه آسايي در عراق وجود ندارد و حضور رژيم با جاه طلبيهايش در منطقه به عنوان همسايه عراق هم مساله يي دائمي است، از اين رو فشار بر رژيم يكي از اهرامهايي است كه هر دوحزب بكارگرفتن آن را در رابطه آمريكا با رژيم ضروري يافته اند و در ليست تروريستي قرار دادن سپاه از سوي مجلس نمايندگان و سنا نمايانگر اين رويكرد است. بايد توجه داشت كه حتي با كوتاه آمدن رژيم يا به زانو در آمدن آن در برابر فشارهاي بين المللي در توقف غني سازي، مشكل آمريكا با رژيم بر سر مساله عراق و سياستهاي منطقه يي رژيم در حمايت از حزب الله لبنان و حماس در فلسطين حل نخواهد شد. دولت جرج بوش اما با يك ضرب اجل كوتاه مدت هم در تعيين تكليف خودش با رژيم، رو به روست و آن ضرب اجل نزديك شدن انتخاب رياست جمهوري در آمريكاست. اگر جرج بوش كه گفته مي شود اكنون تنها از حمايت كمي بيش از 30 درصد مردم آمريكا برخوردار است، نتواند به يك دست آورد چشم گير در مساله عراق و مهار جاه طلبيهاي رژيم در منطقه دست پيدا كند، طبعا حزب جمهوريخواه در انتخابات آينده نسبت به حزب رقيب در موقعيت ضعيفي قرار خواهد گرفت. از اين روست كه وسوسه بكار گرفتن راه حل نظامي ممكن است به سر بوش و همكارانش بيفتد و بكار گرفتن آن به عنوان راه حلي كه به خطر و هزينه اش مي ارزد براي دستگا دولت بوش جلوه گر شود. افزايش 42 ميليارد دلاري به بودجه براي هزينه عمليات آمريكا در عراق و افغانستان براي سال 2008 كه در بودجه 192 ميليارد دلاري از سوي رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا در خواست شده ، ديده مي شود، اين سوال را به ذهن مي آورد كه اين 42 ميليارد دلار اضافي براي كدام برنامه قرار است هزينه شود در حالي كه از سوي جرج بوش و فرماندهان نظاميش در عراق ادعا شده كه اوضاع در عراق بهتر شده و آمريكا مي تواند بخشي از نيروهاي خود را از عراق خارج كند و خروج اولين گروه از اين نظاميان به گزارش صداري آمريكا در 29 سيتامبرآغاز شد . اين افزايش بودجه آيا براي حمله به ايران در نظر گرفته شده است؟ وزير دفاع آمريكا در پاسخ به سوال يكي از نمايندكان مجلس آمريكا در اين زمينه كه در اخبار صداي آمريكا در روز 28 سپتامبر پخش شد، پاسخ منفي داد، اما از كجا معلوم كه دروغ نگفته باشد؟ ايجاد يك حادثه توسط خود آمريكائيها به عنوان بهانه يي براي حمله ايران و يا وقوع حادثه يي و گذاشتن آن به پاي رژيم مي تواند بهانه لازم را براي آن حمله گسترده هوايي كه در مطبوعات انگلستان و آمريكا به آن اشاره رفته بود، براي جنگ طلبان دولت آمريكا فراهم كند. اتهاماتي كه مقامات نظامي و غير نظامي دولت بوش به رژيم وارد مي كنند از جمله اين كه رژيم قصد ايجاد تشكيلاتي شبه نظامي مثل حزب الله لبنان در عراق را دارد( اين تمايل در برخي سايتهاي متعلق به رژيم نظير بازتاب، با تجليل از جيش المهدي منعكس شده بود)، به تنهايي به عنوان عامل ايجاد وسوسه و انگيزه براي حمله نظامي به ايران، براي در هم كوبيدن رژيم، كافي به نظر مي رسد و مي توان اين را هم به آن اضافه كرد كه شايد وسوسه جبران شكست آمريكا و اسرائيل در در هم كوبيدن حزب الله لبنان كه خانم رايس آن را در زايمان خاورميانه بزرگ ارزيابي كرده بود، نيز عامل ديگري براي چنان حمله يي باشد. بيشتر مسئولان رده بالاي رژيم روضه خوانها بر اين باورند كه تهديدات حمله نظامي جنگ رواني است و در محاسبات خود، علاوه بر تاكيد بر اين مساله كه آمريكا در عراق و افغانستان گرفتار است و توانايي درست كردن گرفتاري بزرگتري براي خود ندارد، به مساله جهش قيمت نفت در صورت حمله نظامي آمريكا به ايران، تكيه مي كنند و آن را عامل مهمي كه سبب اجتناب آمريكا از توسل به راه حل نظامي است به حساب مي آورند، اما اين محاسبه به نظر واقع بينانه نمي رسد. قيمت كنوني نفت - بشكه 84 دلار - كه چند سال پيش تصورش را نمي شد كرد، اوضاع اقتصادي آمريكا و دنياي صنعتي را بهم نريخته است و يك شوك كوتاه مدت چند ماه را هم جهان صنعتي مي تواند از سربگذراند و به علاوه كشورهاي ديگر صادره كننده نفت هم با افزايش توليد مي توانند در تعادل بازار وارد عمل شوند. حمله نظامي مورد بحث، مثل حمله به عراق نيست. طرحي است با حمله هوايي گسترده كه به روايتي 1400 و به روايت ديگري بيش از دوهزار هدف در در آن قرار است درهم كوبيده شوند و ضربه مهلك ظرف سه روز به نيروهاي رزمي رژيم وارد كند و اشغال مناطق نفت خيز جنوب جز اين طرح است. چنين وضعي اگر پيش بيايد، اگر سبب فروپاشي رژيم ولايت فقيه نشود، قدرت تهاجمي كنوني آن را در هم خواهد شكست وبه خاطر درهم ريختگي اوضاع داخل كشور قدرت توسعه طلبي و جاه طلبيهاي منطقه يي را از رژيم خواهد گرفت. اگر چه مردم ايران در اين سناريو آسيب بسيار خواهند ديد و ويرانيهاي بسيار در ايران بيار خواهد آمد ولي دولت بوش به هدف خود كه خنثي كردن نقش مداخله جويانه رژيم در منطقه است مي رسد. تشنج در روابط دولت آمريكا و رژيم كه تحريكات توسعه طلبانه رژيم ولايت فقيه عامل بسيار مهمي در اين تشنج است و خامنه اي مسئول آن است، جنگ بين ديوانگان است كه بي ترديد به سود منافع ملي ما نيست و خواست مردم ايران هم نيست. بايد توسل به راه حل نظامي از سوي آمريكا را پيشاپيش محكوم و آن را رد كرد. اما اگر چينن جنگي پيش آمد و مقام معظم رهبري كه وجودش لبريز از خودكامگي و شهوت قدرت است، در آن جنگ كشته شدند، شهيد راهي شمرده خواهد شد كه آن خاتون كه شرح احوالش در دفتر پنجم مثنوي آمده است به خاطر نديدن كدو شد.
----------------------
توضيحات

1- به تازگي ( روز شنبه 7 مهر برابر 29 سپتامبر به گزارش خبرگزار فارس) پاسدار جعفري فرمانده كل جديد سپاه در مراسم توديع فرمانده بسيج، خود تاكيد كرد كه در حال حاضر وظيفه اصل سپاه پاسداران مقابله با تهديدات داخلي است. و ياد آور شد« در استراتژي فعلي كه از سوي رهبر انقلاب مشخص شده، استراتژي راهبردي سپاه با آن سالها( اوائل رهبر شدن خامنه اي در سال68) فرق كرده است.بدين ترتيب كه ماموريت اصلي سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهاي داخلي است و سپس در صورت تهديد نظامي خارجي سپاه به كمك ارتش خواهد شتافت» اين حرف اعتراف ناخودآگاهانه به منفور بودن رژيم ولايت فقيه نزد مرم است كه دائم خود را در حال چنان تهديدي از سوي مردم مي بيند كه به يك ارتش مجهز به توپ و تانگ و هلي كوپتر به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه تعداد نفراتش دهها هزار است و يك نيروي شبه نظامي به نام بسيج ضميه آن با تعداد  دو ميليون نفذ براي مقابله با آن نيازمند است. ديگر اين كه اين اظهارات در مقايسه با خط و نشان كشيدنهاي پي در پي فرمانده كل سابق سپاه رحيم صفوي به آمريكا، نوعي عقب نشيني در موضع ستيزه جويانه سپاه با آمريكا به نظر مي رسد كه بي ارتباط با تهديدات اخير آمريكا و قرار گرفتن سپاه در شمار گروههاي تروريستي از سوي كنگره و سناي آمريكاست.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8607070416

2 - به نظر مي رسد كه در بيشتر مطالبي كه در مورد انتخاب رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان نوشته شد و در سايتهاي خارج كشور درج شد، اغلب نگارندگان مطلب اين مساله را مورد توجه قرار نداده بودند كه انتخاب هيات رئيسه مجلس خبرگان بنابر آئين نامه داخلي آن براي يك مدت دو ساله است و آن طور كه آخوند حسن روحاني كه خود عضو مجلس خبرگان است در مصاحبه يي ياد آورشد، رياست هاشمي رفسنجاني براي باقيمانده دوره يي است كه آخوند مشگيني در آذر ماه گذشته براي آن انتخاب شده بود يعني براي يكسال و چند ماه ديكر است. گذشته از اين برخلاف گرانفروشي خود رفسنجاني دوستانش، انتخاب او هيچ تاثيرمحسوسي در محدود كردن افسار گسيختگي خامنه اي يا تغييري در عمل كرد نظام ولايت مطلقه فقيه نمي تواند داشته باشد حتي اگر اين رياست براي باقيمانده اين دوره مجلس خبرگان يعني هفت سال ديگر هم دوام داشته باشد. نه او نه آخوندهاي مجلس خبرگان اهل تراشيدن ستون نظام و ضعيف كردن آن نيستند و هم اهل هزينه پرداختن نيستند، هم چنان كه خاتمي هم نبود وبر خلاف آن كه گفته بود انتخابات غير آزاد برگزار نخواهد كرد، به نظارت استصوابي شوراي نگهبان تن در داد و انتخابات غيرآزاد برگزار كرد.
3 - روزنامه جمهوري اسلامي 13 ارديبهشت 1365
4- در كتاب گفتگو شنودي با شاملو در باره هنر و ادبيات، (چاپ سوم نشر آويشن تابستان 1372) در زير نويس صفحه 210- ياد آوري شده كه اين كتاب بعد از دوازده سال اجازه انتشار يافت
پ – 30 سپتامبر 2007 – 8 شهريور 2007

lundi, septembre 24, 2007


ايرج شكري
فرومايگان در قدرت، مردم ايران در مصيبت ومحنت

تملق گويي و چاپلوسي براي محمود احمد نژاد در رژيم ولايت فقيه حكايتي است كه نظيرش به احتمال زياد در دربار هيچ شاه مستبدي در كشور هايي معدودي كه هنوز چينين نظامي در آنها مستقر است وجود ندارد. جناب ايشان كه يكي از اطرافيانش ديده بود كه او هنگام سخنرانيش در سازمان ملل در هاله يي از نور احاطه شده، خودش نيز بر واقعي بودن اين رويداد تاكيد داشت مي گفت ديده بود كه موقع سخنرانيش هيچكس پلك نمي زند و همه مات و مبهوت به دارند به او نگاه مي كنند و اين را به آيت الله جوادي آملي هم شرح داد و فيلمي هم از اين ديدار و از فرمايشات معجزه هزار سوم با آيت الله جوادي آملي كه با گفتن بله و الحمدالله به مهملات او گوش مي كرد، تكثير شد ( به احتمال زياد از اقدامي بوداز سوي جناح مخالف براي نمايش تصويري بلاهت او) كه خيليها آن را ديده اند. از آخرين نمونه هاي تملق گويي در مورد معجزه هزاره سوم، يكي حرفهاي چند وقت پيش صادق محصولي بود كه از مشاوران احمدي نژاد است. جناب ايشان قبلا در زمان جنگ پاسدار بوده وبعد وارد كسب و كار شده و در زمان معرفي او از سوي احمدي نژاد به مجلس به عنوان وزير نفت، در خبرها گفته شد كه او صاحب ثروت كلاني است. وي قبل از مطرح شدن اخذ راي اعتماد از مجلس براي او، اعلام انصراف كرد. انصراف او شايد به دليل نگراني از احتمال طرح سوالاتي از طرف اقليت مجلس در مورد چند و چون گرد آوردن ثروتش بود. محصولي در پايان مرداد ماه در مصاحبه يي با خبرگزاري ايرنا در پاسخ به سوالي در مورد تغييراتي كه احمدي نژاد با تعويض يكي دو وزير و برخي مقامات دولتي انجام داده بود، دستمال ابريشمي به بزرگي چتر نجات براي «غبار روبي» از بيضه معجزه هزاره سوم، به دست گرفت و گفت «احمدي نژاد در خدمت به مردم با سرعت فانتوم حركت مي كند» و علت تغييرات را در تفاوت سرعت خدمتگذاري احمدي نژاد به مردم و سرعتي كه او از كارگزارانش انتظار دارد دانسته بود كه به گفته وي اگر به توانند حد اكثر سرعت هواپيماي مسافر بري را دارند. مورد ديگر مطلبي بود كه «مركز پژوهش و اسناد رياست‌جمهوري» در نخستين شماره از «گزارش جمهور» با عنوان «ديالكتيك سقراطي رئيس‌جمهور در پيروزي نهضت ملي هسته‌اي ايران» منتشر كرد. در خبري كه روز 28 شهريور در سايت بازتاب در اين زمينه انتشار يافت ياد آوري شد كه در اين گزارش، شيوه احمدي‌نژاد در پاسخ به مسائل و انتقادات، همانند سقراط و خودش سقراط زمانه معرفي شده است واين امر مورد طنز و طعنه در داخل كشور از سوي محافل مختلف رژيم قرار گرفت و حتي آخوند سيد محمد غروي از مدرسين حوزه علميه قم (29 شهريور به گزارش سايت آقتاب وابسته به مجمع تشخيص مصلحت) و اخيرا(اول مهر، سايت امروز به نقل از روزنامه قدس) دبيركل جمعيت مؤتلفه، مبالغه در مورد احمدي نژاد را مورد انتقاد قراردادند. نكته در خور توجه در مورد اين تحفه نظام ولايي اين است كه اصلا از او شنيده نشده كه به تقبيح اين گونه تملق گوئيها به پردازد(نكته يي كه از سوي سايت آفتاب هم به عنوان سوال مطرح شده است) و خواهان توقف و ممنوعيت آن شود. در واقع هيچكدام از اين پشم الدين هاي قدرت پرست كه سياه ترين دوره تاريخ ايران را بعد از حمله سپاه اسلام و بعد از حمله مغول براي مردم ايران آفريدند، از خودبزرگ بيني دست بردار نيستند. تملق گويان اين مرتجعيين خودپرست، كه موجوداتي بسيار حقيرتر و سفله تر از چاكران محمد رضاشاه هستند، با دم تكان دادن به ارباب و تملق گوئيهاي خود، موجب تشديد خود بزرگ بيني رئيسان و اربابان خود مي شوند. شاملو در سخنراني خود در دانشگاه بركلي كاليفرنيا با آن طنز گزنده خود نكته در خور توجهي را در مورد ويژگي خودكامگان و ديكتارتورها و نقش دوربريهاي آنان ياد آوري كرد كه در مورد امثال احمدي نژاد نيز كه ديكتاتور درجه دو در يك رژيم بشدت ضد مردمي است كه آخوندي عقده يي مثل خامنه اي در آن نفر اول صاحب قدرت و ديكتاتور درجه اول است، صادق است. شاملو همه ديكتاتور ها را مشنگ و ديوانه ناميد و در مورد نقش «دور و بريها»ي اين مشنگهاي ديكتاتور، در تشديد جنون آنان گفت «يعني دور بريها، غلامهاي جان نثار و چاكران خانه زاد آن قدر دور وبرشان موس موس كرده اند و د‎‎مب شان را توي بشقاب گذاشته اند و بعضي جاهاشان را ليس كشيده اند و نابغه عظيم الشان و داهي كبير و رهبر خردمند چپانشان كره اند كه يواش يواش امر به خود حريفان مشتبه شده ...»(1) . به روشني مي بينم كه امثال فاطمه رجبي و محصولي با تملق گو ئيهاشان و آن يكي كه هاله نور در اطراف اين موجود عقب مانده ديوانه ديده بود، همان كارهار مي كنند كه شاملو ياد آورشده است. اين تملق گوئيها در مورد معجزه هزاره سوم و عطر افشان «رايحه خوش خدمت» و تيز پرواز در خدمت به مردم، در حاليست كه در آنجا كه به زندگي مردم مربوط مي شود، فقر و فشار سنگين گراني و ناتواني مالي، رويدادهاي بسيار غم انگيزي را سبب شده است كه گاه خبري هم كه از آن منتشر مي شود، در غوغاي تنش در روابط خارجي رژيم به خاطر غني سازي اورانيوم، گم مي شود. يكي از اين خبر ها اين بود كه جوان 27 ساله يي كه با اتومبيل خود مسافر كشي مي كرد، چون سهميه بنزينش تمام شده بود و وي امكان تهيه بنزين و مسافر كشي و در نتيجه در آمدي براي گذران زندگي نداشته، خود را در خانه حلق آويزكرده بود. در هشتگرد، مردي 37 ساله كه دو دختر 8 ساله و 18 ماهه خود را حلق آويز كرده بود پس از دستگيري به پليس گفت، كه از مدتها پيش به خاطر مشكلات مالي با همسرش اختلاف داشته به طوريكه عرصه زندگي برايش تنگ شده بود. همسر وي به پليس گفت:«مقارن ساعت 17 روز18 شهريورماه جهت گرفتن نذري از منزل خود در هشتگرد خارج شدم و نگهداري ازدو فرزند خرد سالم را به عبدالله شوهرم واگذار كردم. اما يكساعت بعد وقتي به خانه بازگشتم متوجه حلق آويز شدن ستايش و فاطمه از نرده هاي راهرو(راه پله) شدم. درحالي كه به شدت شوك زده شده بودم روسري گره زده شده( به گلوي بچه) را باز كردم و و دو كودكم را به بيمارستان هشتگردم رساندم»(ايسنا 24 شهريور) بنا بر همين گزارش كودك 8 ساله در بيمارستان جانسپرده و در زمان ارسال گزارش تلاش براي نجات كودك 18 ماهه ادامه داشته است. زن ياد آور شده كه شوهرش قبلا تهديد كرده بود كه او و بچه ها را خواهد كشت ولي وي آن تهديد ها را جدي نگرفته بود. همين خبرگزاري در 28 شهريور گزارشي از رويداد تكان دهنده و تلخ ديگري از همين نوع از شيراز داشت. در اين رويداد غم انگيز مردي 50 ساله كه سه فرزند خود كه دو دختر 18 ساله و 13 ساله، يك پسر بچه 8 ساله بودند با ضربات پتك به قتل رسانده بود، خودش پليس را خبر مي كند. در اين گزارش آمده است:«رئيس پليس آگاهي فارس با اشاره به مشكلات مالي شديد اين كارمند باز نشسته به ايسنا گفت در تمامي اعترافات به دست آمده، متهم از آينده مبهم فرزندانش ابراز نگراني كرده و به ماموران گفته است“ از ترس اين كه مبادا با خود كشي من ، فرزندانم پس از من بي پناه و آواره شوند، تصميم به قتل آنها گرفتم و در نبود همسر و دختر 22 ساله ام در اقدامي آني سايه شوم مرگ را بر سر فرندانم گستراندم“ در اين گزارش با اشاره به تحقيقات پليس در مورد اين حادثه تلخ آمده است كه اين مرد درگيري هاي مداومي با همسرش داشته است و به شدت فرزندانش را در لحظات عصبانيت كتك مي زده به طوري كه همسايگان به پلس گفته اند، همواره صداي ضجه فرزندان اين مرد را در حين ضرب و شتم مي شنيده اند. در اين گزارش به سابقه بستري شدن اين مرد در بيمارستان رواني اشاره شده است اما با اين حال وي به پليس گفته است كه «ازهمان لحظات اوليه وقوع قتل پشيمان بود و از اين كه موفق به خود كشي نشده بود زجر مي كشيد». اينها تنها نمونه هاي منجر به فاجعه و غير قابل پنهان كردن از وضع به شدت ناگوار مردم در رژيم منحوس آخوندي هستند ولي ترديدي نيست كه صدها هزار خانواده ايراني در شهر و روستا، و به ويژه آن 12 مليون نفري كه زير خط فقر زندگي مي كنند، دچار فشارهاي روحي و عصبي هستند كه شرايط دشوار زندگي را به نوبه خود، براي آنان و خانواده شان، سخت تر و دشوار تر مي كند. اين مصائب گوشه يي از دستاوردهاي اداره كشور با «تز اسلام»(2) و احكام شرع انور است كه حالا احمدي نژاد با تاكيد بيشتر در بكار گرفتن آنها با«سرعت فاتنوم» در راه خدمت به مردم است كه عوارضش برهمگان روشن است. در مورد روش سقراطي اين معجزه هزاره سوم، پرونده سازي و سركوبي دانشجويان دانشگاه امير كبير، سركوبي زنان و كارگران و تشديد سانسور مطبوعات از دست آوردهاي روشهاي سقراطي او در نظام اللهي جمهوري اسلامي و ولايت مطلقه فقيه براي مردم ايران است.
مردم ايران كه در زمان ديكتاتوري محمد رضا شاه آرزوي سرنگوني رژيم سلطنتي و برقراري حكومتي ملي و برگزيدهَ مردم را داشتند هرگز نمي توانستند سناريوي چنين سياهي را كه اكنون در ايران در جريان است، براي بعد از سرنگوني رژيم پهلوي تصور بكنند. سناريوي كه در آن آخوندها قدرت سياسي را در ايران قبضه كنند و هزاران بار درنده خوتر از شاه و ساواكش به سركوبي مردم و نقض حقوق بشر و حقوق شهروندي آنان و غارت ثروتهاي ملي بپردازند. با به قدرت رسيدن خميني به جاي سلطنت كه «موهبتي اللهي» بود كه به خاندان پهلوي رسيده بود و در آن خاندان به طور موروثي استمرار مي يافت، ولايت فقيه جايگزين آن شد(3) كه انتقاد از آن يا طلب تغيير آن ممنوع و جرم است و مجازات داد. رژيمي كه از نظر آيت الله هاي مرتجع ضد ايراني «ادامه حكومت رسول خدا» است و ولي فقيه هم برگزيده خدا و نايب امام معصوم، ولي فقيهي كه در عمل هرچه اراده كند، اراده اللهي است و اجراي احكام اسلام، آن گونه كه خميني در سركوبي خونين و گسترده دگرانديشان- كه انسانهاي بسيار شريف و بزرگي مثل شكراله پاك نژاد و سعيد سلطانپور از جمله قربانيان آنند-، و كشتار زندانيان سياسي و ادامه جنگ ويرانگر وضد ميهني با عراق عمل كرد. او گاه با شعار نجات مردم عراق از شر صدام عفلقي، گاه با شعار فتح قدس از راه كربلا بر ادامه جنگ تاكيد ورزيد و جنگ براي گسترش دامنه ولايتش به سرزمينهاي ديگر را جنگ حق عليه باطل و دفاع مقدس نام نهاد و با هرگونه تلاش براي پايان دادن به آن و برقراري صلح مخالفت ورزيد. جنگ 8 ساله كه حالا ابلهانه براي سالگرد شروع آن رژه و نمايش برگزار مي كنند، سرانجام با پذيرفتن آتش بس از سوي خميني كه از روي ناچاري و براي نجات رژيمش از فروپاشي به آن تن داد و آن را به نوشيندن زهر تشبيه كرد، پايان يافت. جنگي كه سبب ويرانيها و زيانهاي فراوان براي ايران و ايرانيان شد و كشته و مجروح و معلول بسياري به جا گذاشت. از اينها گذشته تصور نمي شد كه با برچيده شدن رژيم سلطنتي و استقرار جمهوري، ادبيات و روابطي در هيات حاكمه پديدار شود كه ياد آور تملق گوييها و چاكرمنشي ها و دستبوسي هايي است كه در نظام سلطنتي رايج بود. در جريان دستگيري چند نظامي انگليسي كه وارد آبهاي ايران در خليج فارس شده بودند، به پاسدار فرمانده واحدي كه اين عمليات را انجام داده بود مدال دادند و در اين مراسم، پاسدار موقع گرفتن مدل با صدايي بلند آن گونه كه در مراسم نظامي به كار گرفته مي شود فرياد زد«الله و اكبر- جانم فداي رهبر». اين شعار مهمل روي حمايل نفرات گارد احترام رژيم جمهوري اسلامي نيز نوشته شده است. در زمان رژيم سلطنتي ما ارتشي داشتيم كه فرماندهانش، سربازان جانثار شاهنشاه بودند و وظيفه ارتش قبل از هرچيزحفظ تاج و تخت شاهنشاه بود. حالا ولي فقيه يك ارتش كامل به اسم سپاه پاسداران جانثار و فدايي و مقلد دارد وعلاوه بر آن يك ارتش كه آن هم ارتشي ايدئولوژيك است و نام دانشكده افسري نيروي زميني آن هم دانشكده افسري امام علي است، در اختيار ولي فقيه است. همين يكي دو ماه پيش وقتي از فرمانده كل ارتش در مورد پيام مانوري كه انحام شد و نقش ارتش سوال شد، در آغاز پاسخش تاكيد كرد كه«ارتش، ارتش رهبر است».
در زمان شاه تملق كوئيها و ستايش ها منحصر مي شد به خود او كه «رهبري خرمند بود و سياستهاي داهيانه» داشت، اكنون تملق گوئيها در اطراف وزيران هم گاه و بيگاه ديده مي شود، در واقع در نظام مريد و مقلد پرور آخوندي، نوچه پروري هم از ضمائم آن است. چند سال پيش يكي از گماشتگان مهندس ميرسليم وزير وقت ارشاد اسلامي، چنان لحن تشريفاتي درباري در مورد او در مكاتبه يي اداري با دست اندر كاران يكي از نشريات وابسته به رژيم به كار برده بود كه مورد انتقاد روزنامه مذكور قرار گرفت.
با همه درنده خوييها و شيوه هاي مختلقي كه رژيم براي سركوبي مردم و تشديد اختناق به كار گرفته است، مردم سربلند ايران دست از مبارزه براي آزادي و كسب حقوق شهروندي و تلاش براي كسب حق اعمال اراده در سرنوشت ميهن خويش بر نداشته اند و جامعه پوياي ايران هر روز رژيم پليد ولايت فقيه را در عرصه يي جديدي به چالش مي طلبد و در اين راه آن كه ناچار دست به عقب نشينهايي زده است رژيم آخوندي بوده و آن كه پيشروي كرده اردوي مردم بوده است. ترديدي نيست كه در اين مبارزه پيروزي نهايي از آن مردم ايران است و ارتجاع محكوم به شكست است. در اين راه، همبستگي اوپوزيسيون آزاديخواه و ترقيخواه مي تواند كمك شاياني به مردم ايران براي در هم شكستن ارتجاع و سرعت بخشيدن به روند آن بكند، امري كه متاسفانه تا كنون تحقق نيافته است.
توضيحات
1 - دفتر هاي ويژه هنر سال چهارم شماره 8 مهر ماه 1376
2- رفسنجاني در چهارم ديماه 1368 در سخناني در جمع «علما و استادان حوزه هاي علميه اهل سنت كه از راديو رژيم پخش شد گفت:«اكنون با فروپاشيدن ديناي كمونيست مكتبي جز اسلام كه جوابگوي نيازهاي مادي. معنوي، روحي و جسمي انسانهاست وجود ندارد [...] تجربه دهساله جمهوري اسلامي نشان مي دهد كه اسلام براي مديريت جامعه تز قابل قبولي دارد».
3- يكبار خود خميني در يكي از سخنرانيهايش در خرداد 58 جمهوري اسلامي را مترادف «سلطنت» قرار داد و از آن به عنوان سلطنت اللهي و به عنوان جايگزين رژيم سلطنتي سرنگون شده سخن گفت. در اين سخنان كه كيهان 5 خرداد 58 درج شده است او گفت:«برنامه قليل المدت و عاجل كه حالا ما برايش مكلّف هستيم اين است كه با توجه به اين كه پيروزي ما پيدا كرديم در اثر وحدت كلمه، و اين كه همه اقشار و با هم دست به دست هم و بافرياد واحد گفتيم ما اين سلطنت كثيف را نمي .خواهيم و يك سلطنت اللهي و يك جمهوري الهي مي خواهيم كه احكام اللهي در آن تحقق پيدا كند همه گفتيم جمهوري اسلامي، بايد همين معنا را حفط كرد».


مصاحبه دریادار سیاری با خبرگزاری رژیم(سه سال پیش) که به خاطر انتقادات او از تبعیض و تحریف در مورد ارتش از صفحه آن خبرگزاری حذف شد و خبرنگاران مورد بازجویی قرار گرفتند

  مصاحبه دریادار سیاری با خبرگزاری رژیم (سه سال پیش) که به خاطر انتقادات او از تبعیض و تحریف در مورد ارتش از صفحه آن خبرگزاری حذف شد و خبرن...