dimanche, décembre 21, 2014

ترانه خوانی دخترکی برای شادی در شب یلدا

   

 ترانه خوانی دخترکی برای شادی در شب یلدا




مرگ بر هرچه آخوند مرگ اندیش و شادی ستیز و ضد ایرانی است با ممنوعیت هایش. رژیم آخوندها شادی را در شب یلدا به خاطر تقارن با سالگرد مرگ امام و یا پیغمبر برای مردم ممنوع می کند. اینها از سفره خالی مردم و افسردگی و اضطراب مردم از فقر و گرانی، اصلا ناراحت و غمگین نمی شوند. اما برای مرگ امامی در هزار و چهارصد سال پیش، باید سراسر کشور«غرق ماتم و اندوه» بشود .
  این فرومایگان نوبر اسلام برای مرد آورده اند.  اگر چه آخوند جهل و خرافه و تاریک اندیشی را  گسترده کردند، اما نتوانستند و نخواهند توانست نسل جوان را و جامعه پویای ایران را د قالب معیارهای ارتجاعی خود منجمد کنند. می و مستی و ترانه و شادی، ماتم پرستی و نوحه خوانی را به زمین خواهد زد. زنده باد شادی و سر زندگی . نسل جوان ترانه خوان شادی است نه شیفته روزضه خوان و روضه خوانی.ترانه خوانی دخترکی  برای شادی شب یلدا که همکلاسی هایش هم اورا همراهی می کنند، در ویدئویی که در بالا آمده است نشانه ای از آن است

jeudi, décembre 18, 2014

تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی



تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی

ایرج شکری

پاسدار جعفری بعد از بیش از یک هفته، به سخنان حسن روحانی در 17 آذر در مورد فساد - که نظرها و مطالب متعددی در مورد این که روحانی سپاه را در انتقادش هدف قرار داده بود منتشر شد- ، واکنش نشان داده و در پاسخ سوال خبرگزاری رژیم « درباره گمانه زنی رسانه های خارجی مبنی بر اینکه منظور رییس جمهور در اظهارات اخیرشان در یکی از همایش ها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است »جواب داده که « ما هم در جریان این گمانه زنی ها قرار گرفته ایم، اما آنطور که در این خصوص از رییس جمهور سوال شده، گفته اند که منظور من سپاه نبوده و اظهارات مطرح شده معطوف به یک توصیه و تحلیل کلی بوده است». پاسدار جعفری تاکید کرده است که:« آقای رییس جمهور به سپاه اعتماد کامل دارد و رابطه سپاه با ایشان نیز بسیار خوب و براساس حسن اعتماد متقابل است و دشمنان نظام و انقلاب بویژه ضد انقلاب خارج نشین نمی توانند این رابطه را که از زمان جنگ تحمیلی برقرار شده، تخریب کنند». اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این «رابطه بسیار خوب با رئیس جمهور» و به ویژه با توجه به «شأن عظیم» سپاه که «امام راحل» گفته بود «اگر سپاه نبود کشور هم نبود»، چرا «آقای رئیس جمهور» خودش در برابر «تحریکات» دشمنان نظام و ضد انقلاب واکنش نشان نداد و در برابر تحلیها و تفسیرهای «ضد انقلاب و دشمنان نظام» که طی مقاله ها یا گفتارهایی در چند روز گذشته یاد آور شده بودند که منظور روحانی در این که گفته بود« اگر تفنگ و پول و روزنامه و سایت و تبلیغات همه یک جا جمع شد حتماً فساد است دنیا عقلش رسید که این قدرت‌ها را تفکیک کرده است» و « ما وزارت اطلاعات درست کردیم که مجلس بتواند نظارت کند [...] کار ما اشکال دارد ما باید این اشکال را رفع کنیم»، سپاه پاسداران است، چرا دفتر او یا «پایگاه اطلاع رسانی دولت»، با انتشار اطلاعیه یی چند خطی نگفت که منظور رئیس جمهور «توصیه و تحلیل کلی بوده است». اما این را همه می دانند که سپاه از مراکز فساد است و قبلا هم از سوی رئیس وقت مجلس کروبی به کارهای غیرقانونی واردات و صادرات و اسکله های خصوصی سپاه اعتراض شده بود و یکبار حتی محمود احمدی نژاد هم   اشاره کنایه آمیزی به «برادران قاچاقچی» کرد. او در « همایش راهبردهای نوین در پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» در 11 تیر 90 گفت:« تمام مرزهای غیرقانونی باید بسته بشود؛ فلان سازمان، فلان نهاد، فلان دستگاه، هر کس یک جا را سوراخ کرده و برای خودش می‌برد، می‌آورد، این غلط است، هیچ کس نباید مصونیت داشته باشد.» همانجا بود که احمدی نژاد در ادامه سخنانش گفت«۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیارد تومان  مصرف سیگار ایران است. همه قاچاقچی‌های درجه یک دنیا را به طمع می‌اندازد چه برسد(به قول طرف) به برادران قاچاقچی خودمان». مساله فقط فساد مالی و سوء استفاده های اقتصادی سپاه نیست که برای قوه اجرایی رژیم مشکل آفرین است، سپاه پاسداران با خودسری کامل و به بهانه این که طبق قانون اساسی وظیفه حفظ انقلاب را بعهده دارد، در همه امور مداخله می کند و مثلا عزیز جعفری فرمانده سپاه برای این یا آن دسته رقیب رژیم شرط و شروط امکان فعالیت سیاسی را تعیین می کند که در یک مورد دوسال پیش، تودهنی سنگینی از طرف محمد رضا خاتمی برادر رئیس جمهور اسبق دریافت کرد*. مثال دیگر این که با این که اختلافات با غرب بر مساله فعالیت اتمی رژیم و گفتگوها در این زمینه زیر نظر خامنه ای رهبر رژیم صورت می گیرد و چند بار حمایت و رضایت خود را از کار گروه مذاکره کننده اعلام کرده است، اما فرماندهان سپاه دائم در این زمینه اظهار نظر می کنند و باید نباید برای گروه مذاکره کننده تعیین می کنند و همایش «دلواپسیم» در ساختمان سابق سفارت آمریکا که در اختیار سپاه است، برگزار می کنند. سپاه پاسداران خارج از کنترل وزارت خارجه، برای خودش حوزه های نفوذ و «عمق دفاع استراتژیک» تعین کرده است و طبعا عواقب فعالیتهای آن را در صورت پیش آمدن رویدادی مثل کشف اسلحه های ارسالی به این یا آن کشور، دستگاه اجرایی و وزارت خارجه رژیم باید پاسخگو باشد.اصل 150 قانون اساسی رژیم در مورد سپاه پاسداران می گوید:

«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسوولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود». در این اصل هیچ اشاره یی به مداخله سپاه در امور سیاست خارجی نشده است، اما چندی پیش یکی از فرماندهان سپاه به اسم سرلشکر محمد باقری معاونان ستاد کل نیروهای مسلح رژیم در برنامه «شناسنامه» که از یکی از شبکه های تلویزیون رژیم پخش می شود، در صحبت از رابطه سپاه و ارتش و وظایف هر کدام از جمله وظایفی که برای سپاه شمرد «تعمیق انقلاب اسلامی در مناطق غربی آسیا و کشورهای اسلامی»** بود که این می تواند از مواردی مثل اقدامات نیروی قدس سپاه باشد که خودشان برای آن برنامه ریزی می کنند و زیر نظر ولی فقیه تصمیم به اجرای آن می گیرند و طبعا نه دولت و نه مجلس، نه جرات و نه حق سوال از آنها را دارد. به هرحال  روشن است که «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» مربوط به سرکوب و کشتار داخلی منتقدان و مخالف رژیم ولایت فقیه است و اگر «خطری» از بیرون متوجه «دستاوردهای انقلاب» باشد، اولا سپاه نمی تواند تنها مرجع تشخیص آن باشد، ثانیا تصیم گیری در مورد روش مقابله با آن را باید دستگاه سیاسی و اجرایی در چارچوب قانون اساسی رژیم و اختیاراتی که دارد تعیین کند که حتما مثل هر کار دیگری باید به تایید«رهبر» را برسد،  نه این که اراده و تمایلات فرماندهان سپاه تعیین کننده باشد. اما این رژیم از اول به شکل «خر تو خر»ی اداره شد و این روش همچنان ادامه دارد. چندی پیش هم یحیی رحیم صفوی در یکی از  مهمل گویی های خود( که از ویژگی همه فرماندهان سپاه است)*** حرفهایی در مورد «عمق دفاع استراتژیک» و تعیین جنوب لبنان و شرق مدیترانه به عنوان دامنه آن زده بود که اعتراض رئیس جمهور و دو نماینده پارلمان لبنان را برانگیخت و سفیر رژیم در لبنان ناچار شد آن را ماست مالی کند و کلا منکر این بشود که صفوی چنان مهملاتی را به زبان آورده است.

پاسدار سلامی جانشین فرمانده کل سپاه فکی قوی و خستگی ناپذیر در نشخوار مهملات دارد


این را هم نباید نا گفته گذاشت که جناب رئیس جمهور «حقوقدان» در آنجا که رقبا را به قانونگرایی ارشاد می کند و از تفکیک قوا سخن می گوید و اشاره به مجلس خبرگان می کند، خودش خوب می داند که نامربوط می گوید و با آن همه اختیاراتی که به رهبر داده شده و با آن شورای نگهبانی که فقهای آن منتخب رهبر است و آن شوراست که هم برای مجلس شورای اسلامی و هم برای ریاست جمهوری و هم برای خبرگان، اول کاندیدا ها را از صافی خودش می گذاراند، شورایی که مانع شرکت رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر شد، ادعای تفکیک قوا کردن حرف بسیار مسخره یی است. اختیارات رهبر در قانون اساسی آنقدر گسترده شده که بعضی از اختیارات او که در مواد دیگری از قانون اساسی آمده است، در ماده مربوط به اختیارات رهبر از قلم افتاده است،یکی از این موارد که در ماده 110 (وظایف و اختیارات رهبر) از قلم افتاده است، تعیین اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است و مورد دیگر تعیین دو نماینده در شورایعالی امنیت ملی است.تصمیم گیری در مورد بازنگری در قانون اساسی  هم از اختیارات رهبر است اما در اصل 110 تصریح نشده است. البته « فرمان همه پرسی ها» در ماده 110 آمده است اما مساله این است که آن چه با این قانون می تواند مورد همه پرسی قرار بگیرد، تغییرات انجام شده توسط شورای بازنگری کننده است و نه مساله ضرورت بازنگری در قانون اساسی. می بینم که بازنگری در قانون اساسی تا رهبر مایل نباشد، اگر همه مردم هم خواهان آن باشند، با قانون اساسی رژیم ولایت فقیه عملی نیست. تازه این راهم باز باید اضافه کرد که قانونگذاران پلید رژیم روضه خوانها، به طور کلی  راه را بر هر نوع تغییری در «اسلامی» بودن رژیم و خارج کردن آن از یک رژیم مذهبی را، بسته اند و آن را غیر قابل تغییر دانسته اند. در این زمینه در اصل 177 قانون اساسی رژیم آمده است:« محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی و پایه‏ های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی و دین و مذهب رسمی ایران تغییر ناپذیر است». بنا براین می بینم که برای انسانی و ایرانی شدن این نظام استبدادی و ارتجاعی و ضد ایرانی و برقرای «جمهوری ایرانی» و مردمی، راهی جز سرنگون کردن این رژیم وجود ندارد

منابع و توضیحات:

* نامه محمد رضا خاتمی به پاسدار جعفری در لینک زیر در دسترس است




**  آن قسمت از سخنان پاسدار باقری در ویدئوی این برنامه در یوتیوب که لینک آن در زیر آمده است در فاصله یک ساعت و 11 دقیقه و 20 ثانیه بعد از شروع ویدئو شنیده می شود.


*** - مثلا پاسدار فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس در اوائل اردیبهشت سال جاری گفته است که « امروز آمریکایی‌ها و همه دنیا می‌دانند یکی از اهداف عملیاتی ما، از بین بردن نیروی دریایی آمریکاست» لینک مهمل گویی او در زیر آمده است

این شوتعلی(فرمانده نیروی دریایی سپاه) می خواهد نیروی دریایی آمریکا را از بین ببرد



و از سایر فرماندهان سپاه از این قبیل رجزخوانی های مهمل به بطور مستمر در پرچانگی هایی که می کنند شنیده می شود. البته به نظر می رسد آمریکایی ها از آنجا که از تو خالی بودن این تهدیدات و «شوت» بودن گویندهای آنها آگاهند، واکنشی به آن نشان نمی دهند و محلی به این افراد نمی گذارند.

پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۳ - ۱۸ دسامبر ۲۰۱۴



lundi, décembre 15, 2014

یوسف اباذری استاد دانشگاه - پدیده پاشایی- «سياست‌زدايي، انهدام هر آن چيزي است كه برايش انقلاب شد»




یوسف اباذری استاد دانشگاه - پدیده پاشایی- «سياست‌زدايي، انهدام هر آن چيزي است كه برايش انقلاب شد»

اظهارات صریح و بحث برانگیز یک جامعه شناس در مورد «پدیده پاشایی» در تهران

روزنامه اعتماد شنبه 23 آذر گزارشی از نشستی با عنوان «پدیدار شناسی فرهنگی یک مرگ» که از سوی انجمن جامعه شناسی دانشگاه تهران در 18 آذر ماه برگزارشد داده که در از جمله نکاتی از نظرات یک استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران به اسم یوسفعلی اباذری و «بحث برانگیز» بودن و واکنشهای متفاوتی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها برانگیخته است، ذکر شده است. نظرات صریح این استاد دانشگاه دیدگاه متفاوتی از آنچه در این زمینه نوشته و گفته شده است می باشد. در زیر خلاصه شده گزارش روزنامه اعتماد که در آن مطالب غیر مربوط به حرفهای اباذری حذف شده است، آمده است- یادر آوری می شود از ترانه های خواننده جوان که به بیماری سرطان درگذشت، در یکی دو سریال تلویزیونی از جمله سریال «ماه عسل» ویژه ماه رمضان استفاده شده بود یا این ترانه ها اصلا برای همان سریالها ساخته شده بود و از طریق همین سریال ها بیشتر پیش مردم شناخته شد -  ایرج شکری 24 آذر 1393

*******************


«پديده پاشايي» بار ديگر خبرساز شد

كنايه‌هاي بحث برانگيز يك جامعه شناس




اعتماد| تحليل آنچه به «پديده پاشايي» شهرت يافت، بار ديگر حاشيه‌ساز شد. اين‌بار نه مرگ پاشايي و واكنش و حضور گسترده و غيرقابل پيش‌بيني مردم، بلكه اظهارات جنجالي روشنفكران و جامعه‌شناساني كه در كمتر از يك ماه از گذشت اين اتفاق، براي چندمين بار به تحليل اين پديده نشسته بودند، خبرساز شد. انجمن جامعه‌شناسي دانشگاه تهران روز سه‌شنبه ١٨ آذرماه نشستي تحت عنوان«پديدارشناسي فرهنگي يك مرگ» با حضور اساتيد و جامعه‌شناساني همچون حميدرضا جلايي‌پور، سعيد معيدفر، يوسفعلي اباذري، نعمت‌الله فاضلي، محمدسعيد ذكايي، هادي خانيكي، محمد‌امين قانعي‌راد و... در تالار ابن خلدون دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار كرد. در ميان همه تحليل‌هاي صورت‌گرفته از «پديده پاشايي» در اين نشست، صحبت‌هاي يوسفعلي اباذري، استاد جامعه‌شناسي و دانشيار دانشگاه تهران با واكنش گسترده در رسانه‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي همراه شد. لحن صريح و بي‌پرده اباذري در تحليل «پديده پاشايي»، كه با انتقاداتي به عكس‌العمل هواداران و حوزه رسمي همراه بود، در همان تالار ابن‌خلدون با واكنش حاضران و جنجالي شدن فضا همراه شد و با گذشت چند روز از انتشار فايل صوتي و متن صحبت‌هاي او در رسانه‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي، همچنان موافقت‌ها و مخالفت‌ها به اظهارات «جنجالي» او ادامه دارد. عده‌يي از مخالفت‌ها، به لحن تند و همراه با عصبانيت و انتقادي اباذري است. اين دسته معتقدند اباذري مي‌توانست همين تحليل را با لحني آكادميك و محترمانه مطرح كند و بخش ديگري از مخالفت‌ها با محتواي صحبت‌هاي اباذري و قضاوتي است كه او در مورد سطح سليقه عموم مردم دارد. در مقابل، موافقان صحبت‌هاي اين استاد دانشگاه، تحليل او را مبتني بر واقعيت حال حاضر جامعه ايراني مي‌دانند.

اباذري در ابتداي سخنان خود به مستندي كه از تلويزيون درباره وضع بد اقتصادي يكي از استان‌هاي كشور پخش شده اشاره كرد و گفت: نكته جالب براي من اين است كه هيچ‌كس، هيچ‌كس به اين فيلم كوچك‌ترين توجهي نكرد... و شما كه اينجا نشسته‌ايد نمي‌دانيد چنين فيلمي تهيه شده، و اين فيلم درباره زندگي يك استان مملكت است. به گزارش ايرنا، اباذري اين سوال را مطرح كرد: «چه شده كه مي‌آيند و مسائل واقعي‌اي را كه ما با آن روبه‌رو هستيم از ذهن ما مي‌برند؟» و در ادامه به مرتضي پاشايي پرداخت: «اين آقايي كه عكسش را اينجا زده‌اند و چراغ‌ها را تاريك كرده‌اند، يك خواننده پاپ بود و پاپ در سير موسيقي، مبتذل‌ترين نوع موسيقي است... من داده‌ام يك موسيقي‌دان، فرمت موسيقي او را تحليل كرده... مبتذل محض است! ما [موسيقي] پاپي داريم كه پيچيده است. اين ساده‌ترين، مسخره‌ترين، احمقانه‌ترين و بدترين نوع موسيقي است. صداي فالش، موسيقي مسخره، شعر مسخره‌تر. بنابراين من چطور مي‌توانم چنين چيزي را تحليل نكنم؟» اباذري از رفتار مردم و حضور آنها در مراسم رسمي پاشايي انتقاد كرد و گفت: «براي من خيلي جالب است كه ۲۰۰-۳۰۰ هزار، يك ميليون نفر، يك ملتي مي‌افتند به... و در مجلس ترحيم... شركت مي‌كنند... چرا مردم ايران به اين افلاس افتاده‌اند؟ اينجا است كه تحليل بسيار مهم است.» اباذري دليل اصلي شكل‌گيري پديده پاشايي را سياست‌زدايي دانست كه نمود آن ميدان دادن به افراد غير نخبه همچون ورزشكاران، بازيگران، خوانندگان و... در امور سياسي است. به گفته اين مدرس دانشگاه، در سال‌هاي اخير هم حاكميت و هم مردم دچار ترسي متقابل از يكديگر شده‌اند. از اين رو هم مردم و هم حاكميت به سمت سياست‌زدايي حركت مي‌كنند و در اين فضا شخصي چون پاشايي به يك اسطوره و نماد تمركز بر امور غيرسياسي تبديل مي‌شود. اباذري ادامه داد: «وقتي قرار است سياست‌زدايي انجام شود، لاجرم چنين وقايعي پيش مي‌آيد. متوسل مي‌شوند به خوانندگان پاپ براي اينكه جاي سياست واقعي را بگيرند.» اين استاد دانشگاه، تشييع جنازه مرتضي پاشايي را با تشييع جنازه خواننده كوچه و بازاري زمان شاه مقايسه كرد و از حضور مردم و رفتار دولت و حوزه رسمي در مراسم تشييع و خاكسپاري پاشايي انتقاد كرد. اباذري ادامه داد: اين مساله، يك نكته شبه‌فاشيستي دارد كه من از آن وحشت دارم. يك ترس متقابل است... سياست‌زدايي، انهدام هر آن چيزي است كه برايش انقلاب شد و عده زيادي برايش ايستاده‌اند... چرا وقتي يك روشنفكر مي‌ميرد كسي براي تشييع جنازه‌اش نمي‌رود؟ مگر وقتي [ساموئل] بكت مرد، چند نفر رفتند؟ سه نفر... اين ماجرا نشانه بدي است...  در بخش پرسش و پاسخ اين برنامه كه با اعتراض‌هايي هم همراه بود، اباذري ضمن دفاع از گفته‌هاي خود گفت كه «سرانجام اين موسيقي، فاشيزم است.»


واكنش شبكه‌هاي اجتماعي به سخنان اباذري در دانشگاه تهران



پس از درگذشت مرتضي پاشايي، اظهارنظرها درباره حركت اجتماعي مردم در حمايت از اين خواننده در اكثر مطبوعات و رسانه‌ها مطرح شد، اساتيد دانشگاه‌ها هم با برگزاري نشست‌هاي مختلف اين پديده اجتماعي را تحليل كردند و بعد از گذشت چند روز اين اتفاق را «پديده پاشايي» ناميدند. اما صحبت‌هاي هفته گذشته يوسف اباذري در دانشگاه تهران، واكنش‌هاي مختلفي را در شبكه‌هاي اجتماعي به وجود آورد. نزديك به دو روز تمام تايم لاين‌هاي شبكه‌هاي اجتماعي و بحث‌هاي مردم به اين اظهارنظر مربوط مي‌شد. به نظر مي‌رسد كه لزوم بحث درباره مسائل اجتماعي وقتي به شبكه‌هاي اجتماعي مي‌رسد مي‌تواند محلي براي ارايه نظرات مختلف براي تحليل يك پديده باشد و كاركرد صحيح اين شبكه‌ها كه براي تبادل نظرات مردم با يكديگر است را بار ديگر نشان مي‌دهد. در ميان موافقان صحبت‌هاي اباذري عده‌يي اين لحن تند را براي شرايط اجتماعي كشور لازم مي‌دانستند و معتقد بودند كه سليقه مردم دچار تغيير و تحولاتي شده كه مثبت نيست. حرف‌هاي اباذري تند بود اما هميشه حقيقت براي مردم تلخ بوده كه اينگونه بعضي‌ها به ايشان تاخته‌اند. «اما مخالفان اين لحن را نپسنديدند و پاسخ‌هاي تندي به اين اظهارنظر دادند.» بايد به سليقه توده مردم احترام گذاشت، عده‌يي نمي‌خواهند انتخاب مردم را مهم تلقي كنند، اگر هم انتقادي بخواهد مطرح ‌شود مي‌توان با لحن آرام‌تر و محترمانه‌تري اين اتفاق بيفتد. تحليل اباذري از اين تجمع خيلي تك بعدي و غير علمي بود.

مصاحبه دریادار سیاری با خبرگزاری رژیم(سه سال پیش) که به خاطر انتقادات او از تبعیض و تحریف در مورد ارتش از صفحه آن خبرگزاری حذف شد و خبرنگاران مورد بازجویی قرار گرفتند

  مصاحبه دریادار سیاری با خبرگزاری رژیم (سه سال پیش) که به خاطر انتقادات او از تبعیض و تحریف در مورد ارتش از صفحه آن خبرگزاری حذف شد و خبرن...