samedi, avril 12, 2014

گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران



گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران

 

 


ایرج شکری

عکس یادگاری از زنان عقدی حاج آقایی عرب که شاید  از سرزمین وحی(سعودی) باشد. برای شنایی ضعیفه ها از آنجا که صورتها پوشیده است، باید نشانه هایی چون  پهنی و گردی و درازی و کوتاهی بکار گرفته شود که طبعا حاج بهتر می داند کدام ضعیفه کجا ایستاده است

تلویویزیون فرانسوی – آلمانی آرته در روز جمعه 11 آوریل (22 فرودین 93) در آخرشب گزارشی از ایران در مورد ازدواج موقت (صیغه) داشت. در این گزارش صدا در گفتگوها به زبان اصلی(فارسی) است. در این گزارش می توان دید که «اسلام عزیز» نعمت و برکاتش برای آخوندها پر دامنه بوده است و تحت عناوین مختلف دم  دستگاهی برای خود به راه انداخته اند، و نیز می توان مشاهده کرده زنان به ویژه یک زن طلاق گرفته(مُطَلّقه) در این نظام اسلامی بی پناه هستند و در واقع «صیغه شدن» و دریافت پول بابت آن چیزی جز همان تن فروشی به خاطر فشار فقر نیست که لباس شرعی به آن می پوشانند . چرا که این زنان به دلیل دستنگی و فشار مالی به این کار روی می آورند و نه برای شکل قانونی دادن به روابط عاطفی خود با مردی که مورد علاقه شان است و برای مصون ماندن از مزاحمتهای «قانونی» متشرعان یا مزاحمتهای از نوع «گشت ارشاد» این رژیم منحط ضد انسانی و ضد ایرانی. صحنه ای هم از دفتر یک آیت الله الغطمی به نام «گرامی» نشان داده می شود. او در حال پاسخ به درخواستهای تلفنی و حضوری پی در پی برای استخاره  است(روشن نیست که این کار را با کارمزد انجام می دهد یا رایگان). این آیت الله منفی بودن نظر زنان ایران به تعدد زوجات و ازدواج موقت را محکوم می کند و آن را ناشی از حسادت می داند و در برابر عربستنان سعودی را به عنوان سرمشق و نمونه ایده آل معرفی کند که در انجا مردان چهار همسر خود را کنار هم در کنار خود دارند و روابط این زنان هم بایکددیگر خیلی خوب است. او حسن بزرگ دیگر این کار(تعدد زوجات) را آن می داند که اگر برای یکی از زنان بیماری پیش بیاید، آن سه تای دیگر می توانند او را به دکتر ببرند و مرد لازم نیست کار خودش را تعطیل کند. به هر حال آنچه در «اسلام عزیز» که این همه نعمت برای آخوندها به همراه داشته به حساب نمی آید یا چندان به حساب نمی آید عواطف و حرمت انسانی  زنان است و اگر اشکال و ایرادی باشد  روشن است که نه به پای احکام اسلام و نه به حساب خطاکاری و نفهمی و بی لیاقتی آخوندها گذاشته نمی شود شود. زنها مقصرند. چندی پیش یک کانال تلویزیونی رژیم خبری را با آب و تاب و به نوعی ماشاء الله ماشاءالله گفتن پخش کرد(در سایتهای اینترنتی رژیم نیز به همین نحو درج شد) و آن عبارت بود از پدر شدن یک کشاورز مازندرانی در 108 سالگی. در این گزراشها آنچه به حساب نیامده بود آن زن بیچاره ای بود که معلوم نشد چگونه و تحث چه شرایطی به همسری این مرد که به اسکلت متحرکی شبیه بود، در آمده بود. زن همسر دوم این مرد بود.در یکی از گزاشهای مربوط به این خبر آن زن نشان داده شد. او به نظر می رسید که بین 30 تا 35 سال دارد. در فیلمی که نشانی آن در زیر آمده است، زنی که روسری آبی به سر دارد همان زن باید باشد اما صورتش را درست نمی شود دید. سرنوشت نوازدی که پدر 108 ساله دارد هم که موضوع شیرینی نمی تواند باشد.
من از شرایط و چگونگی تهیه این گزارش و هماهنگی های که در آن شده، نتوانستم اطلاعاتی بدست بیاورم. اما به هر حال در گزارشی است که به مساله یی پرداخته که در گزارشهای تلویزیونی به آن پرداخته شده است گزارش 52 دقیقه است و فکر می کنم به دیدنش می ارزد.
در زیر نشانی گزارش تلویزیون آرته که اسم «زفاف پارسی»* روی آن گذاشته شده است آمده است.
* la nuces persanes
گزارش مربوط به پدر شدن پیر مرد مازندرانی:
گزارش تلویزیون آرته:

 







vendredi, avril 11, 2014

موسیقی ایرانی با صدای سپیده رئیس سادات - ترانه تا دمی بیاسایم

موسیقی ایرانی با صدای سپیده رئیس سادات

ترانه تا دمی بیاسایم

این هنرمند موسیقی صدای شبیه صدای پریسا دارد




 



lundi, mars 31, 2014

آخرالامر گِل کوزه گران خواهی شد- غزلی از حافظ و رقصی به همراه قطعه ای موسیقی ساخته صهبا مُطلّبی به اسم روز نو.



آخرالامر گِل کوزه گران خواهی شد- غزلی از حافظ و  رقصی به همراه قطعه ای موسیقی ساخته  صهبا مُطلّبی به اسم روز نو. صهبا مطلبی  خود تار و سه تار نواز  است.

آخرالامر گِل کوزه گران خواهی شد- حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی



 

 

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است
عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان
گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات
مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی

کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن
که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی


mardi, mars 25, 2014

مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی






مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی
ایرج شکری
کانال تلویزیون فرانسوی – آلمانی آرته  برنامه «تِما»*یی داشت در مورد چگونگی کشتار کمونیست ها در اندونزی بعد از کودتای نظامی سال 1965 . در آغاز برنامه یاد آوری می شود که بعد از کودتا هرکس -چه کشاروز بی زمین، یا روشنفکر یا عضو سندیکا یا از چینی ها اگر  با دیکتاتوری نظامی مخالفت می کرد، در معرض اتهام کمونیست بودن قرار می گرفت. همچنین یاد آوری می شود که در کمتر از یکسال «به یُمنِ» کمک دولتهای غربی بیش از یک میلیون کمونیست، قتل عام شدند. ارتش برای کشتار کمونیستها، گروههای شبه نظامی و گانگستر ها را به کار می گیرد. این افراد امروز همچنان در قدرت هستند و مخالفان خود را همچنان تحت تعقیب قرار می دهند. در توضیح نوشتاری در مورد این برنامه در سایت تلویزیون یاد شده،از کشتار کمونیستها در اندونزی  به عنوان ناشناخته مانده ترین نسل کشی قرن بیستم است یاد شده است. مستند سازان قصد داشتند قاتلانی را که در آن کشتار شرکت داشته اند ببینند.  در همین راه به کسانی از جلادن بر می خورند که جزو مافیای کسب و کار سینمای اندونزی بوده اند و اینان خود تمایل به باز آفرینی بعضی از اقدامات، از جمله شکنجه و خفه کردن و سربریدن و و تجاوز و آتش زدن خانه کمونیستها، به صورت فیلم، نشان می دهند و خود شان این صحنه ها را باز آفرینی می کنند. آدمکشهایی که در آن کشتار شرکت داشته اند، از اقدامات خود پشیمان نیستند بلکه بیشتر مغرور از آنچه کرده اند هستند. اندونزی تشکلی مثل «بسیج» یا جوانان متشکل در سازمانی شبه نظامی به نام پانچاسیلا دارد که دارای سه میلیون عضو است. این تشکیلات در آن کشتار شرکت داشته است. این دژخیمان و آدمکشها هم مسلمان هستند. یکی از این آدمکشها می گفت که رفتار خشونت آمیز با کمونیستهای دستگیر شده را تحت تاثیر فیلمهای آمریکایی و فیلمها مربوط ماجراهای مافیایی، انجامی می داده و خودش تاکید داشت که خشونتی که او بکار می برد بیشتر از آنچه در فیلمهایی که می دید بود. یکی از فرماندهان گروه شبه نظامی که با دموکراسی هم دشمنی داشت، معتقد بود که اینها برای کشور خوب نبود و معتقد بود که در زمان سوهارتو وضع اندونزی بهتر بود. یکی دیگر آن کشتار را برای «وحدت ملی» لازم می دانست. در این فیلم صحنه های خفه کردن قربانی با سیم، سربریدن و آتش زدن خانه کمونیستها دست درازی به زنان، در حالی که زنان کودکان با التماس تلاش می کردند شبه نظامیان و مهاجمان را از این کار منصرف کنند، باز سازی می شود. همان آدمکشی که می گفت شکنجه و خشونت را با الهام از فیلمهای سینمایی انجام می داده، می گوید برای آرامش اعصاب خود مشروب می خورده و موسیقی گوش می کرده و مواد مخدر مصرف می کرده است و می رقصیده است. او یکی  از قربانیان را هم شبانه به جایی در حاشیه شهر برده و با قداره او را گردن زده بود و تنها تاسف اش این بود که چرا قبلا چشمهای او را نبسته بود، چون سر از تن جدا شده قربانی با چشمانی باز روی زمین افتاه بود و چشمها به نقطه ای در آسمان دوخته شده بود و این منظره برای او سبب کابوس در خواب می شده است. همین جنایتکار که مرد مو سفیدی است، در آغاز این گزارش یکی از جاهایی را که قربانیان را آنجا می برده و شکنجه کرده و می کشتند، نشان می دهد و در انجا توضیح می دهد که قربانیان را به قصد کشتنشان می زده اند. با این کار خون زیادی محل را می پوشند که تمیز کردن آن کار می برد و در ضمن ماندن خون هم سبب بو گرفتن و تعفن محل می شد. برای حل این مساله روش خفه کردن قربانی با سیم را انتخاب می کنند که در آن خون ریخته نمی شد. او چگونگی بکار گرفتن این روش را نشان می دهد. در دستگاه کشتار کمونیستها در اندونزی، عنصری مثل حسین شریعتمداری هم وجود دارد. البته با این تفاوت که او خود صادر کننده حکم هم بوده است. او گرداننده روزنامه است. در مورد نقش خودش می گوید که سوالاتی از قربانیان می کرده و بعد هرچه خودش می خواسته به آن می افزوده و یاد آور می شود که هدف گشترش نفرت نسبته به کمونیستها بود. سپس قربانی را به کسانی می سپرده باید کار او را تمام می کردند. از او در مورد ارتباطش  با نیروی زمینی ارتش  سوال می شود. او می گوید رابطه ای با آن نداشته است اما اضافه می کند وقتی  با آن در مورد دستگیر شده های مورد بازجویی قرار گرفته که دیگر نیمه جان شده بودند تماس می گرفته می گفتند خودتان هرکاری می خواهید بکنید، به رودخانه بیاندازید.  یکی دیگر از قاتلان در مورد روشهای کشتن قرباینان می گفت که همه کار آزاد بود. در اظهارات او که در اواخر فیلم موقعی  که تصاویری از او همراه همسر و دخترش در یک مرکز خرید نشان داده می شوند شینده می شود او می افزاید، چوب به معقد قربانی به اندازه ای فرو می کردیم تا بمیرد، با باتون روی گلو(حنجره) ضربه می زدیم، با سیم خفه می کردیم، گلویشان را می بریدیم ، دیگرانی را هم با ماشین زیر می گرفتیم و له می کردیم. او اضافه می کند که افراد را می کشتیم بدون این که مجازات شویم. وی تنها می گوید ممکن است زیاده روی هایی در کارش بوده باشد ولی خودش را محکوم و مقصر نمی داند و کابوس هم نمی بیند. صحنه یی« بهشتی» هم توسط همان بازی سازی کنندگان ساخته شده که در آن، در جای خوش منظره یی در پای آبشاری که دختران جوان و صف  کشیده وصدای کارگردان صحنه(ازهمان باز سازی کنندگان وصحنه و جنایتکاران سابق) که صدایش از بلندگو شنیده می شود با انها می گوید لبخند بزنید و شادی خود را نشان بدهید، و آنها با حرکات رقص مانندی شادمانی خود را نشان می دهند، دوتن که نقش قربانیانی را دارند که با سیم خفه شده و به قتل رسیده اند، از همان قاتلی که در آغاز فیلم در مورد کشتن و خفه کردن قربانیان با سیم توصیح می داد، تشکر می کنند که با کشتنشان آنها را به بهشت فرستاده اند و یکی از آنها مدالی به گردن جلاد می آویزد.

در صحنه های آخر گزارش، جلادی که در آغاز گزارش توضیح می داد، به تماشای صحنه های باز سازی شده شکنجه و خفه کردن قربانی، که خود در آن نقش قربانی را بازی کرده بود و موقع اجرای صحنه هم حالش دگرگون شده بود، می نشیند، وقتی صحنه را می بیند می گوید من حالا می فهم که آنها (قربانیان) در آن وقت چه احساسی داشته اند اول حرمتشان لگد کوب می شد، و بعد ترس تمام وجودشان را فرا می گرفته ... در اینجا (از سوی مستند سازان)به او گفته می شود که «اما وضع شما با آنها فرق دارد شما می دانستید که این یک فیلم است اما آنها می دانستند که خواهند مرد» او کمی به فکر فرو می رود و در حالی که گریه اش می گیرد، از خود سوال می کند، آیا او گناهگار است و حالا ممکن است این اتفاقات به سر خود او بیاید؟ و آرزو می کند که چنین اتفاقی برای او پیش نیاید. صحنه های آخر گزارش همین قاتل را که دوباره به  یکی از محل هایی که قربانیان را در آنجا شکنجه کرده و می کشته اند  باز می گردد، نشان می دهد. آنچه که در ذهن او زنده می شوند، او را به حال تهوع می اندازند و گزارش با صحنه های «عُق زدن» او پایان می یابد. این برنامه در 18 مارس نشان داده شد و روی سایت کانال آرته قرار دارد و می شود آن را دید. لینک در زیر آمده است.

Thema *

http://www.arte.tv/guide/fr/041433-000/indonesie-1965-permis-de-tuer
  لینک متن کامل فیلم (2 ساعت و 40 دقیقه) به زبان اندونزیایی و با زیر نویس اسپانیایی

https://www.youtube.com/watch?v=wNjEVaJO4d0
گفتگویی با جاشوا اوپن هایمر در مورد موضوع فیلم و آنچه در اندونزی گذشته(به زبان انگلیسی)پ


  

۵ فروردین ۱۳۹۳ - ۲۵ مارس ۲۰۱۴